انگلیس

من از دولت و حکومت دزد و استعماری و استثماری انگلیس روباه خوشم نمیاد

ولی از بچگیم تیم ملی شونو دوست داشتم ، اولین نسلی هم که ازشون یادمه ، بزرگانی مثل دیوید سیمن و لدلی کینگ و استیو مک منمن ( اونایی که فوتبالی هم نیستن احتمالا اسمشو توی سریال پایتخت شنیدن) و دیوید بکهام و اندی کول و اشلی کول و سول کمپل و مایکل اوون و جرارد و لمپارد و جان تری و ریو فردیناند و جو کول و پیتر کراوچ و وین رونی و گری نویل و پل اسکولز بودن ، با همچین بزرگانی انگلیس اونزمان نتیجه نمیگرفت

تا اینکه ساوت گیت مربیشون شد و تیم انگلیس رو متحول کرد ، انگلیسی که نزدیک به سی سال توی تورنمنتهای مهم اصلا جزو چهار تیم اول نمیشد ، بعد از ۲۸ سال در جام جهانی ۲۰۱۸ با درخشش کینگ هری ، چهارم شد ، و در دو جام ملتهای اروپای پشت سر هم به فینال رسید و در لیگ ملتهای اروپا هم سوم شد ، در تاریخ انگلیس چنین نتایج خوبی در چند تورنمنت پشت سر هم اصلا وجود نداشته ، تازه اونم با این نسلی که ب مراتب از نسل بیست تا سی سال پیش ضعیفتر هستن

جالبه که گفتن دوران ساوت گیت دوران ضعیفی بوده خخ و اخراجش کردن

حالا توخل مربیه ، مربیه خوبیه ولی با این وضع بازیهای انگلیس بعید میدونم ب جایی برسه

از همون بازی اول جلوی کرواسی که ۴ - ۲ بردن معلوم بود که انگلیس تیم مالی نیست ، تیمی موفقه که گاو نه من شیرده نباشه ، گل کمتر بزن ولی گل هم نخور

کنگو رو هم به زور درخشش هری کین ( کینگ هری) بردن وگرنه خیلی بد بازی کردن ، هر چند داوری هم کمی ب نفع کنگو عمل کرد

بازی بعدیشون با مکزیک هست ، پیش بینی درست نیست ولی من امیدی ب این تیم ندارم

ولی هری کین عشق منه ، سالهاست که بازیاشو دنبال میکنم و میبینم از زمانی که با اریکسن توی تاتنهام میدرخشیدن من دوستشون داشتم هر دو رو ، دو بازیکن باشخصیت با اخلاق با فرهنگ و اسوه و رهبر ...

کینگ هری فقط توپ رو توی محوطه جریمه بهش بده ، گل رو بهت تحویل میده ، بنظر من تمام کننده ترین مهاجم تاریخ فوتباله ، حتی مسی و رونالدو و حتی پله ی افسانه ای هم گاهی ژانگولر میزدن موقعیت خراب میکردن ولی کینگ هری مثل لوا گل ( لواندوفسکی) موقعیت خراب نمیکنه

بهترین بازیکنهای تاریخ فوتبال :

۱. پله

۲.مارادونا

۳.مسی ( هرچند بخاطر یهود فن بودنش ازش بدم میاد)

۴.کریس رونالدو

۵.مجتبی

🙂🙂🙂🤩

وضعیت

خانمی که خانوادش ب خاستگاریم جواب منفی دادن و خودش نظرشو صریح نگفت ، وضعیتهای واتساپی مو هر روز چک میکنه ، البته قبل از خاستگاریمم هر روز که وضعیت میذاشتم میومد نگاه میکرد...

۱. چیز عادی ایه و معنیه خاصی نداره ، همه وضعیتهای مخاطباشو چک میکنه مال منم نگاه میکنه

۲. فقط از کنجکاوی میبینه

۳.شاید کمی علاقه داره بهم

۴.علاقه نداره ولی برام احترام قایله(چون وقتی پیشنهاد ازدواجو براش نوشتم در جوابم نوشت شما برام خیلی محترمید)

کدومش ؟؟😶

آخه این نکته مهمه که این خانم مطمئنا میدونه که من اسمشو میبینم توی بازدید کننده های وضعیتهام..

بدگویی دون

دوستام گاهی میان بهم میگن بعضیا ازت بدگویی میکنن و میگن مجتبی ادم بدیه بهش پیام ندین

..

خب تو یکی از پستهای چند روز پیشمم نوشتم که پشت دو گروه ، بدگویی و غیبت زیاد میشه :

اول انسانهای موفق

دوم انسانهای روشنگر

کسی که از دیگران غیبت و بدگویی میکنه ، خودش ادم بدی هست ، اول باید خودشو اصلاح کنه

انقدر بدگویی کنین تا بدگویی دونتون پاره بشه🤣🤣

پ ن : به بد گوها و غیبت گوها کاری ندارم ، اینا که تکلیفشون مشخصه ، همه جا هستن ، تو یه جعبه سیب ، دو تا خراب و کرمو همیشه پیدا میشه

ولی اونیکه غیبت و بدگویی رو میشنوه و تازه باورهم میکنه و روش اثر میذاره ، همون بهتر که وبم نمیاد

۱۲۲

دیروز بعد از مدتها دوباره به باشگاه صدتایی ها پیوستم😁

۱۲۲ تا بازدید کننده داشتم

تو این یازده سال دقیق نمیدونم رکورد بازدید وبلاگم چند تا بوده ولی مطمئنم از ۱۲۲ بیشتر بود

تبانی

من که یک بیننده ی عادی فوتبال هستم کاملا واضح بود که بازی الحزایر و اتریش گاوبندی هست

اصلا نیاز به تحلیلگر و آنالیزور بودن و تخصصی بررسی کردن هم نیست

تو این سی سالی که دارم فوتبال میبینم همیشه شاهد تبانی ها و گاوبندی ها بودم حتی توی تیم ملی ( مثل بازی با آ اس رم) و بازی با بحرین در سال ۸۰ شمسی و توی لیگ برتر و جام آزادگان ،

و حتی در سطح بین المللی بازی پرو کلمبیا در انتخابی جام جهانی در سال 2017 که پرو و کلمبیا گاوبندی کردن شیلی رو بندازن و پرو صعود کنه ، متاسفانه تیم قدرتمند و پر ستاره ی شیلی که رفت و برگشت هم پرو رو برده بود حذف شد و پرو به جام جهانی رفت

ولی تمام اینها در حد بازی الجزایر و اتریش تابلو و مسخره و ساختگی نبود

حالا از نظر بین المللی هم گندش در اومده ، الحزایر بعد دقیقه ی ۶۵ ، ۲۸۲ پاس داده که ۲۷۹ تاش صحیح بوده🤣

یعنی بارسلونای گواردیولا در زمان اوجش با روش تیکی تاکا هم به گرد پای اینا در پاسکاری نمیرسید خخ

دلیلشم اینه که بازیکنهای الجزایر توی وسط زمین با خیال راحت تمرین پاسکاری میکردن و اتریشیها هم مثل مجسمه ایستاده بودن و بازیکن پا به توپ رو مورد فشار قرار نمیدادن که توپ رو بگیرن حتی عکسش تو سایتا وایرال شده یکی از اتریشیها وسط زمین داره تمرینات کششی انجام میده وسط بازی خخخ

ما که حذف شدیم رفت و شایسته ترین تیم حذف شده بودیم احتمال صعودمون ۹۳ درصد بود ولی این بازی لکه ی سیاهی شد برای این دو کشور، حتی کاربرها و رسانه های خارجی هم بهش پرداختن

تو این سایت کاملا سوتیهای این بازی و نشانه های تبانی رو نشون داده :

https://top90.ir/news/5018/

خارجی ها اسم این بازی افتضاح رو توافق دوم میزوری گذاشتن

البته اینم بگم

ما باید انقدر قوی باشیم که کارمون ب اما اگر نکشه و سرنوشتمون به نتیجه ی دیگر تیمها وابسته نباشه

دخترم

دخترم :

بابا من با حجاب مخالفم ، خصوصا تو فصل گرما سختمه اذیت میشم ، دوستام همه بیحجابن دوست دارم راحت باشم ، شما اجازه میدی حجابمو کنار بذارم ؟

من :

عزیزم اینکه تو با حجاب مخالفی بمن ارتباطی نداره من نمیتونم تو عقاید شخصیت دخالت کنم ، اگر هم بخاطر گرما میخای آزادتر باشی اینم هر طور خودت راحتی عمل کن ولی اینکه همه ی دوستات بیحجابن و بخاطر همرنگ شدن با اونها میخای بیحجاب باشی من با این مخالفم ، لازم نیست خودت رو همرنگ و شبیه و هم سلیقه ی دیگران کنی ، فقط عقیده و سلیقه ی خودت مهمه

و لازمم نیست برای پوشش و حجابت از من اجازه بگیری

خودم :

آخه بابا شما با بی حجابی مخالفی ، من نمیخام شما از من ناراحت و ناراضی باشی

من :

من با بی حجابی مخالف نیستم ، بی حجابی و با حجابی یک انتخاب و سلیقه هست و ب خود افراد مربوط هست نه دیگران ، ولی خب اگر نظر شخصی منو بخوای ، حجاب زیباست ولی من حق ندارم بخاطر نظر شخصیم ، سلیقه مو بهت تحمیل کنم

و بازم تاکید میکنم من با بیحجابی و باحجابی بخاطر مصلحت و منفعت و همرنگ شدن با جماعت مخالفم

دخترم :

فکر میکردم شما بابت حجاب ب من سختگیری کنی و اجبارم کنی

من :

دخترم اگه من بابت حجاب اجبارت کنم این چه فایده ای داره ؟ همه چیز باید طبق علاقه خود فرد باشه ، وقتی اجبار باشه جز ناراحتی و عقده برات باقی نمیمونه ، فرضا الان من اجبارت کنم و حجاب رو رعایت کنی ، آیا من همیشه پیشت هستم ؟ مطمئنا وقتی مستقل بشی به روش خودت عمل میکنی

هر طور دوست داری زندگی کن ولی حواست باشه کاری نکنی که ب خودت خانوادت و جامعه آسیب بزنی

گاو بندی

متاسفانه همونطور که انتظار میرفت تیم ملی ما از جام جهانی حذف شد.

دیگه انقدر تو بازیای خودمون بد شانسی داشتیم که وقتی کارمون به اما و اگر کشید و سرنوشتمون به نتیجه تیمهای دیگه بند بود که دیگه واضح بود که حذفیم

از هر سه بازی دیشب همه شون نتیجه ب ضررمون شد

ولی بازی سوم واقعا واضح بود گاو بندی و تبانی هست چون مساوی شون یعنی صعود هر دو ، گل که میزدن به راحتی وا میدادن که تیم حریف گل مساوی رو بزنه

الجزایر نزدیک به ۲۰ دقیقه فقط تو دایره وسط زمین بازیکنهاش پاسکاری تمرین میکردن ، و یاری که میخاست تعویضی بیاد تو زمین ، نیم ساعت کنار خط منتظر مونده بود اخرشم تو بازی نیومد چون توپ فقط دست الحزایریها تمرین پاسکاری میشد و بیرون نمیرفت ، یه بازی مسخره

گل میزدن ، بعد کاملا وا میدادن تا تیم حریفم گل مساوی رو بزنه

خدا کنه هر دو، توی بازی بعدی حذف بشن با این فوتبال کثیفشون

تیم ما چیزی از شایستگیهاش کم نمیشه ، برای اولین بار بدون باخت جام رو ترک کردیم ، مستحق صعود بودیم ولی با بدشانسی نشد ، آزارهای و تبعیض های امریکا و جنگ و حواشیه یهود فن ها هم مزید بر علت شد

باید از همین امروز برنامه ریزی کرد برای دوره بعد...

حاجت

خب

نتیجه ی اون حاجتی که داشتم مشخص شد

بخشش

گاهی سخت‌ترین درد زندگی، اشتباهی نیست که مرتکب شدیم؛ بلکه نبخشیده شدن است. دردش آنجاست که هر بار به گذشته برمی‌گردی، هزار بار در ذهنت عذرخواهی می‌کنی، اما هیچ‌کدام به گوش کسی نمی‌رسد. آدم دلش می‌خواهد زمان را به عقب برگرداند، بعضی حرف‌ها را نزند و بعضی کارها را انجام ندهد، اما زمان هرگز به عقب برنمی‌گردد.
من پذیرفتم که اشتباه کرده‌ام، اما انگار پذیرفته نشدم. شاید بعضی زخم‌ها آن‌قدر عمیق‌اند که با یک «ببخشید» التیام پیدا نمی‌کنند. با این حال، هنوز آرزو می‌کنم روزی برسد که دل‌ها کمی آرام‌تر شوند و کینه‌ها جای خود را به بخشش بدهند.
اگر روزی مرا نبخشیدی، فقط بدان که من تا آخر عمر، سنگینی این حس را با خودم حمل خواهم کرد؛ نه برای اینکه محکوم شوم، بلکه برای اینکه هرگز فراموش نکنم بعضی آدم‌ها چقدر برایم ارزش داشتند
.

3

آمار ایران تو این دور از جام‌جهانی؛
۳ بازی،
۳ مساوی،
۳ امتیاز،
۳ گل زده،
۳ گل خورده،
۳ گل آفساید،
۳ تیرک،
جایگاه ۳ گروه،
برای صعود باید منتظر ۳ بازی بمونیم 😂





.

بچگی

بچه بودیم یه شعری دخترا میخوندن یادم مونده :

ساعت هفت و نیمه

بابا رفته مدینه

سر قبر سکینه

سکینه نور عینه

دختر امام حسینه

اصلا معنیشم نمیدونستیم و فقط رو زبونمون بود و فقط ریتم شعریش برامون مهم بود

کلا بچگیم زمان ما ، از کل دنیا بیخبر بودیم ، سیاست و ورزش و فرهنگ و اجتماع و غیره

الان بچه دو ساله اسم رئیس جمهور ایران و آمریکا رو بلده و مسائل سیاسی اجتماعی رو تحلیل میکنه

ما اصلا فکرمون ب این چیزا نمیرفت ، فقط تو عوالم بچگی بودیم ، فقط یادمه تلویزیون گاهی از جنگ داخلی آلبانی خبر میگفت که تانکهاشون تا کجا پیشروی کردن یا در مورد کوزوو خبر رسانی میشد

گوشی که نبود اینترنت که اصلا نبود ، حتی تلویزیون ما ۱۴ اینچی سیاه سفید بود

انقدر با سیا سفید تلویزیون نگاه کرده بودم وقتی خونه فامیلام که تلویزیون رنگی داشتن ، میرفتم ، تلویزیونشون که روشن بود با خودم میگفتم چرا همه چیز و رنگی نشون میده ؟ این رنگها همه فیکه ، رنگ اصلیش همون سیاه سفیده

چیزی بنام اسباب بازی که اصلا نداشتیم ، تو کل دوران بچگیم فقط دو بار برام اسباب بازی خریدن ،یکیش یه لودر کوچیک به ارتفاع ۲۰ سانت ، یکیم یه موتور کوچیک کوکی بود ب اندازه ی کف دست ، همین

ولی خودمون خیلی ابتکار داشتیم ، تیرکمون درست میکردیم ، قلاب سنگ درست میکردیم ، یچیزی هم که مختص خودم بود همیشه با تکه های ترکه و تکه های کوچیک نی ، خونه های کوچیک میساختم ، سرگرمیم بود

یه مسابقه هیجان انگیز هم بین ما پسرا رواج داشت که امروزه اصلا وجود نداره ، مسابقه دو نفره بود

به فاصله ی تقریبا بیست متر از هم می ایستادیم و دو نفر دست هر کدوم یه لاستیک موتور بود ، بعد اون لاستیک رو با تمام قدرت و سرعت بسمت همدیگه روانه میکردیم تا بهم شاخ ب شاخ برخورد کنن و اونی که لاستیکش دیرتر میفتاد و کمتر منحرف میشد برنده بود

ما جلو معلم و پدر مادر جرات نفس کشیدن نداشتیم

تیم ملی

چقدر بد شانسی داره تیم ما ، تو هر سه تا بازی ، گل مردود داشتیم ، اونم میلی متری var هم همیشه ب ضرر ما بوده

پنالتی هم خراب شد دوبار هم ب تیرک زدیم

ولی بازم دمشون گرم ، با غیرت بازی کردن ، هنوزم امیدوار ب صعود هستیم

این همه مشکلات رو تیم ما تحمل کرد ، دو تا جنگ داشتیم ، لیگ مون تعطیل شد ، غربگداها و بی غیرتاو یهود فن ها، هو میکردن و علیه ایران شعار میدادن و حاشیه درست میکردن ، بازی تدارکاتی خوبی نداشتیم ، اذیتهای امریکا تو میزبانیاش و تبعیضش علیه ایران که ناچار بودیم از مکزیک بریم به امریکا برای هر بازی

واقعا این بازیکنها خیلی اذیت شدن ، درود ب شرفشون

حیف عربستان باخید و حذف شد ، من دوست داشتم ایران و عربستان و ازبکستان و مراکش چهار کشور اسلامی ، کشورای بلاد کفر رو حذف میکردن و با هم میرفتیم جزو چهار تیم اول

ایران تو فینال عربستان رو میبرد و ازبکستان هم تو رده بندی مراکش رو میبرد ، چون اولا ازبکستان نماینده ی آسیاست دوما یه زمانی از خودمون بوده و بهمون نزدیکتره تا مراکش

حیف که نشد..

گزارشگری هم فقط سرهنگ علیفر ، بقیه مالی نبودن ، البته پیمان یوسفی بدک نیست

مزرعه

عکس مزرعه مونو آپلود کردم ، خیلی قشنگ شده ، تا چشم کار میکنه سبزه زار و زیبایی

هر کی خواست ببینه بگه تا لینک عکسو بدم بهش

بدگویی

پشت دو نفر زیاد غیبت و بدگویی میشه

اول آدمهای موفق

دوم آدمهای روشنگر

مشتق

دم هوش مصنوعی گرم

من زمان دبیرستانم اصلا مشتق ریاضیات رو یاد نگرفته بودم ولی امروز از صبح تا الان کلا مثالهای مشتق رو بهم میداد من حل میکردم بعد ب خودش میگفتم جواب رو با توضیحات ساده و روان و مرحله ب مرحله بنویسه و با جواب خودم مقایسه میکردم و اشکالاتمو برطرف میکردم

الان ن تنها مشتق معادلات جبری بلکه مشتق مثلثاتی رو هم یاد گرفتم

یا چند روز پیش حل معادلات رو تمرین میکردم مخصوصا معادلات کسری که همیشه برام کابوس بود الان به راحتی حل میکنم ، نامعادلات که دیگه راحت الحلقوم شده برام

اینا مباحثی بودن که زمان دبیرستان یاد نگرفته بودم ، البته دبیرامون هرگز مقصر نبودن ، اونا درسشونو میدادن ولی ما گوش نمیکردیم و دل ب درس نمیدادیم و هیچی هم نمی پرسیدیم

مباحث ریاضیات دبیرستان انقدر زیاد بود که دبیرا وقت نمیکردن تک ب تک بیان بالاسرمون و اشتباهاتمونو گوشزد کنن نظارت کنن بهمون

توی رسم توابع و دامنه و حد و انتگرال هنوز مشکل دارم ،

البته نیازی ب یادگیریشون ندارم ولی برام جذابه یاد گرفتنشون وقتی الان معلمی صبور و رایگان مثل هوش مصنوعی دارم🙂

دانش اموزای الان واقعا ناشکرن اگر بگن ریاضیمون ضعیفه ، زمان ما این امکانات نبود ولی الان باید بچه ها نهایت استفاده رو ببرن ، هوش مصنوعی برا تقلب زدن نیست ، سعی کنین یاد بگیرین ازش

مظلوم

امروز مظلومترین و بی سر و صداترین و محرومترین مرد محله مون تشییع شد ، دیروز فوت شده بود

من خیلی کم تشییع جنازه میرم ولی برای این آقا رفتم ، نماز میت هم ایستادم

بر خلاف تصورم ، جمعیت زیادی اومده بودن ، حتی خانمها از آقایون بیشتر بودن

شاید دلیلش این بود که این آقا مرد بی آزاری بوده و مردم پیش خودشون گفتن بریم که بنده خدا تنها و بی کس هست و طایفه و فامیل قوی ای هم نداره

تقریبا همسایه مون بود ولی زیاد همو نمی دیدیم چون خونه شون خیابون پشت خونه ی ما بود

پیر هم نبود میانسال بود و سالها از خواهر نابیناش مراقبت و سرپرستی می کرد ، خانمشم اواسط دهه هشتاد با سه تا بچه ولش کرد و رفت بخاطر فقر زیادی که داشتن ، مرده بنده خدا بدنش تو کارهای سنگین آسیب دیده بود ، اینو خودش بمن گفت ، در واقع تنها باری که با هم صحبت کردیم ، یادمه سال ۹۱ یه روز سرد پاییزی از دانشگاه بر میگشتم با موتور میومد منو دید پیاده هستم سوارم کرد و تا خونه مون رسوند

روی همون موتور باهام میحرفید میگفت بدنم اسیب دیده ، سنگهای سنگین جابجا میکردم دیگه نمیتونم کار کنم دو تا بچه ی کوچیکم دارم ، و یه توصیه هم بهم کرد گفت به زنی که نون و نمکشو میخوری خیانت نکن ، اخرین حرفی که ازش شنیدم همین بود

الانم که از دنیا رفت ، انقدر فقیر هست که روحانی گفت هیچ مراسمی برگزار نمیشه همینجا سر مزار براش دعای آمرزش کنین و اگر دینی گردنتون داره حلال کنین هر چند بی آزارترین مرد بود..

فقط یه پسر جوان دم بخت داره که داشت گریه میکرد رفتم بهش تسلیت گفتم و یه خواهر نابینا که همین پسر باید سرپرستیش کنه ، البته این خانم برای بچه های برادرش مادری کرده با همون نابیناییش..

چه امتحان سنگینی داشته این خدابیامرز : فقر مطلق ، طلاق ، سرپرستیه خواهر نابینا ، آسیب جسمی ووو

خدا رحمتش کنه و به بچه هاش و خواهر صبر بده ، آمین

توضیحات

دو تا پست گذاشتم در مورد مکالمات من و دخترم ، یکیش در مورد امتحانات و کنکور بود بعدیشم در مورد دوستی با پسرا ..

خب بعضیا بهم گفتن مطالب این دو پستت عالیه ولی باور نمیکنیم این حرفا از تو باشه ، حتی مخاطبینی که دوستامم هستن باورشون نمیشد

خب البته حق دارن ، اعتراف میکنم در گذشته انسان بسیار متعصبی بودم ، و این در پستها و مطالبم کاملا آشکار بود

ولی خب انسان تغییر میکنه اگاهتر میشه دید و تفکرش نسبت به دیگران و جهان عوض میشه ، تغییر عقیده ی من نه بخاطر مصلحت و منفعت و همرنگ شدن با جماعت ، بلکه حاصل تفکر هست ، خب وقتی من بارها می دیدم که تعصبات چه نتایج و عوارض و عواقب وحشتناکی داره

دیگه نمیشه به نسل زد و آلفا مثل نسلهای گذشته چیزی رو تحمیل کرد ، کلا تحمیل کردن چیز خوبی نیست

الان اگر دختر یا پسری بخواد با یه جنس مخالف دوست بشه ، میخای چکار کنی ؟ دعواش کنی کتکش بزنی زندانیش کنی سرشو ببری ؟ میخای چکار کنی ؟

هر کاری هم بکنی جسمشو محدود کنی روح و عاطفه و احساسشو که نمیتونی محدود و در بند کنی ، بالاخره راهی برای نزدیک شدن به دوستش پیدا میکنه و اگر هم نتونه حداقلش اینه از پدر و مادر خودش دور میشه و یک پژمرده و افسرده و پر از عقده بار میاد

یا در مورد درسها ، چرا اخه سخت بگیریم فرزندان رو اذیت کنیم براشون استرس و اعصاب خوردی درست کنیم که چی ؟ حتما نوزده و بیست بگیره ؟ خب ب درک ، نگیره ، مگه واجبه حتما نمره ی تاپ بگیره ، همون که قبول بشه کافیه

اگر میخواد مهارتی یاد بگیره کمکش کنیم باهاشون راه بیایم ، مطمئن باشیم اگر با بچه هامون رفیق باشیم در مورد درس هم ب حرفامون گوش میدن مقاومت نمیکنن و جبهه نمیگیرن

درس خوبه ، نمره ی بیست خوبه ، ولی نه به قیمت جنگ اعصاب و دعوا و جر و بحث ،

چون من مدتها دیدم تحقیق کردم مطالعه کردم ، دیدم که تعصبات و سختگیری پدر مادرها فقط نتیجه ی عکس و منفی داده

منظورم از این حرفا این نیست که پدر مادر فرزند رو کاملا رها کنن ، منظورم اینه نظارت ارشادی و راهنماگر داشته باشه و این نظارتشون رو با رفاقت تلفیق کنن

دوست

دخترم : بابا من با یه پسر دوست شدم ، از نظر شما اشکالی نداره ؟

من : نه دخترم ، چه اشکالی داره ، دوستی که خوبه ، دشمنی بد هست ،

دخترم : یعنی بابا شما مخالف دوستیم نیستی ؟ ناراحت نشدی ؟

من : معلومه که مخالف نیستم ، ناراحتم نشدم ، تو میتونی با هر کسی که میخوای دوست بشی ، ولی سعی کن دوستاتو طوری انتخاب کنی و با کسانی دوست بشی که هم سطح تو باشن و شان و شخصیت داشته باشن

دخترم : بله چشم بابا ، حتما مواظبم با کیا دوست بشم

من : آفرین دختر قشنگم ، حالا میتونی دوستتو به خونه مونم دعوت کنی تا همه مون باهاش آشنا بشیم

دخترم : وای بابا جدی میگی ؟ یعنی میتونم بیارمش خونه ؟

من : بله ، چرا که نه ، خوشحال میشم باهاش آشنا بشم ، فقط دخترم چون دوستت یه پسر هست ، باید حریمت رو باهاش حفظ بکنی ، تا ضربه نخوری

دخترم : بله بابا حواسم هست ، اونم پسر خوبیه ، حالا دعوتش میکنم بیاد شما خودتون ببینینش از نزدیک

دخترم : ولی بازم باورم نمیشه شما عصبانی نشدین و مخالفت نکردین

من : عزیزم صرف دوست شدن که عصبانیت نداره ، همه ی ما انسانها خصوصا در دوران نوجوانی و جوانی علاقه به دوستی داریم ، این یه نیاز فطریه ، منتها اون حریم باید حفظ بشه ، درضمن اگر من مخالفت کنم ،

بخاطر اون نیاز فطری ، مسلما تو بصورت مخفیانه با اون پسر دوست میشی که خب خیلی ممکنه عواقب داشته باشه

اگر من منعطف برخورد کنم ، تو حرفهاتو راحت صادقانه بمن میگی و چیز مخفی ای هم باقی نمیمونه ، روابط و دوستیهاتم تحت نظارت و مشورت ما بزرگترا هست که یه وقت خدای نکرده آسیب نبینی..

دخترم : پس غیرت چی ؟

من : عزیزم ، غیرت به رگ گردن کلفت کردن و داد و بیداد و چک و لگد کردن سر بریدن با داس و اره نیست

غیرت یعنی یه پدر برای دخترش امنیت و آرامش به ارمغان بیاره ، عشق و عاطفه رو در وجود دخترش زنده کنه

اگر من بیام با خشونت و وحشیگری برخورد کنم ، جسمتو محدود کردم ، آیا میتونم روح و روان و احساست رو هم محدود کنم ؟ آیا تو نسبت به دوستت بی احساس و سرد میشی ؟ نه اتفاقا بلکه از من دورتر و به دیگران نزدیکتر میشه و غصه میخوری و من از ترس اینکه تو رو از دیگران دور و حفظ کنم ، خودم بدترین آسیبها رو بهت زدم

غیرت این نیست ،

غیرت یعنی ارمغان امنیت و آرامش برای خانواده دخترم

نساجی

تیم شهر خسته دوباره به لیگ برتر صعود کرد ...

تبریک به تمام مازندرانی ها و طرفدارای نساجی..

ان شا ءالله لیگ آینده بتونن قوی ظاهر بشن مثل اولین سالی که به لیگ برتر اومدن ...