این دستفروشا واقعا رو اعصابن ، چند وقتیه میبینن پمپ بنزینهای شهر ما همش صف هست ، یه چند نفری سو استفاده میکنن و میان مزاحم مردم میشن چاقو میارن میگن بخر ، میگی نمیخام به زور میگه بردار نگاه کن ، یه اخلاق نجسی هم دارن اگر برداشتی باید بخری
حالا من نمیگم کاسبی نکن ولی مردم خسته هستن تو گرمای جنوب و کمبود بنزین توی صف منتظرن هی میای مزاحم میشی گیر میدی یه کلام طرف گفت نمیخام ،برو بصیک ،
یبار دیگه یادمه از گرگان باید میومدم زاهدان و از زاهدان ب چابهار ، خب ۲۵۰۰ کیلومتره با اتوبوس دهن ادم سرویس میشه
بلیط اینترنتی رزرو کرده بودم برای گرگان زاهدان ، غروب دیدم تعاونی ترمینال گرگان زنگ زده میگه اتوبوسها همه رفتن غرب اربعینی ها رو بیارن ، اتوبوس نیست کنسلی بزن پولت برمیگرده حسابت
اعصابم خورد شد ، گفتم یه عده میرن اونور ، بعد جورشو ما مردم باید بکشیم حضوری هم که نمیصرفید تا گرگان برم ، ناچارا کنسلی زدم و ده درصد از پولم کسر شد
حالا با هزار بدبختی یه اتوبوس گیراوردم که رفتن به مرز مهران رو جیم زده بود خداخیرش بده داشت ب مردم خدمت رسانی میکرد مسیر گرگان زاهدان
بعد از بیست ساعت خسته و کوفته رسیدم ترمینال زاهدن رفتم تعاونی بلیط بگیرم برای چابهار ، گفتن اصلا یک اتوبوس هم نداریم همه باید برن مهران اربعینی ها رو بیارن
دیگه کفری شده بودم ، گفتم این دیگه چه وضعشه
ترمینال زاهدان شلوغ و متشنج و مردم خسته و عصبانی بودن ، تا ظهر الاف شدم و با ساکم توی محوطه ی سالن خسته یه گوشه نشسته بودم که یهو یکی از همین دستفروشا اومد از این دعا کوچیکها هستن آت آشغالها گذاشت روی پام ، فوری دادم دستش گفتم نمیخام
گفت یجوری میدی انگار سگه گرگه ، بردار ، گفتم نمیخام
ازم گرفت و یهو گارد سیلی زدن گرفت خواست منو بترسونه و رفت ، پشت سرشم از ترس نگاه میکرد
تو دلم گفتم حیف که خسته م وگرنه بلند میشدم همون دعاها تو فرو میکردم تو ماتحتت که بدونی مزاحمت یعنی چی..
از بومیهای زاهدانم نبود ، فارس بود ، زاهدان همه همزبان من هستن
نیم ساعت بعد اتوبوسها رو ازاد کردن خداروشکر و رفتم چابهار..
زمان سربازیمم ترمینال کرمانشاه یه پسربچه همین دعا کوچیکارو اورد ،بیچاره گیر هم نداد فقط گفت عمو دعا میخری ؟؟با تشر گفتم نه من یهودیم اینارو قبول ندارم
بیچاره دلش شکست و رفت ، هنوزم که هنوزه بخاطرش عذاب وجدان دارم،حداقل با لحن خوب جوابش میکردم...یهودیم خخ
چون قبلش هم از برخوردای بد این دستفروشا در قبال مردم دیده بودم برای همین با اون پسر تند برخورد کردم
در کل سعی کنین از دستفروش جماعت چیزی نخرین ...احساسات و دلسوزی و اینجور چرت و پرتها رو بذارید کنار ، هر چی میخواید از فروشگاه ها تهیه کنید ، اگر تقلب یا تخلفی بود حداقل بدونی از کی خریدی
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم آبان ۱۴۰۴ ساعت 8:4 توسط مجتبی
|