روز جهانی مرد

19 نوامبر از سال 1992 روز جهانی مردان اعلام شد

سال 2001 یعنی 9 سال بعد اومدن دقیقا همین روز رو روز جهانی توالت اعلام کردن تا بقول خودشون ب مردان بی احترامی کرده باشن،و همین دستاویزی شده برای تمسخر مردان جامعه و لودگیه جینداها ،

مردان غالبا این روزا و مناسبتها رو به چپشونم حساب نمیکنن...خودمم نمیدونستم اصلا روز مرد وجود داره ...

منتها در مورد توالت بگم که توالت ، عقب و جلوی فواحشی هست که مردان ، ترشحاتشونو داخلش تخلیه میکنن

پهنیست بسوز....

پژمان

جزئیات جدید و مهمی از پرونده پژمان جمشیدی: شاکی ابتدا تحت عنوان «آدم ربایی» شکایت کرده بود ولی بعداً ادعای «تجاوز» کرد/ پزشکی قانونی اثری از رابطه جنسی نیافت

تموم شد و رفت ..

قیافه ی فمی نیستها🤣

دعوا

دخترا تو خیابون داشتن با هم دعوا میکردن و ب همدیگه فحش میدادن بعدم درگیر شدن

هفت هشت نفر بودن

دو نفرشون با هم گلاویز شدن و یکیشون که قلدرتر بود اونو خوابوند و سرشو محکم به آسفالت می کوبوند

یکی دو نفرشون خواستن دخالت کنن اون دختر رو از زیر دست و پای این نجات بدن ولی بقیه نذاشتن

هفده هجده ساله بنظر میومدن ، همه شونم با تاپ و شلوار یا تی شرت و شلوار بودن

مردا و پسرایی هم مثه من اون اطراف بودن ولی کسی جرات دخالت و رفتن جلو و جداکردنشونو نداشت

حتی پسرا بهت زده بودن از دعوای شدید و خطرناک اینها و همون جمله ای که تو ذهنم مرور میکردم ، پسرا هم میگفتن : خدا رحم کنه ، چه دوره زمونه ای شده

حقوق

خب .. گل بود به سبزه نیز آراسته شد

از ابتدای سال ۱۴۰۴ قانون گذاشتن که دفاتر ازدواج به زنها توصیه کنن که حق تنصیف اموال شوهر ، حق طلاق ، حق حضانت ، حق خروج از کشور ، حق تحصیل ، حق اشتغال ، حق تعیین محل زندگی رو کتبا ثبت کنن

و در قبالش هیچ حقی ب مردان ندادن جز اینکه اگر مرد تواناییه پرداخت مهریه نداشت ، براش قسط بندی میشه ( یعنی تا آخر عمرش بدهکاره ) و اگر توانشو داشت و نداد ، زندان میشه

در ضمن از زمان ثبت درخواست طلاق از طرف زن ، مرد حق نداره هیچ نقل و انتقالی از اموالش رو انجام بده

همینجوری هم قوانین ازدواج برای مردان استثماری بود و هیچ پسری تخم نداشت بسمت ازدواج بره ، حالا با این قوانین جدید دیگه جز بی عقلها هرگز هیچ مرد یا پسری ازدواج نمیکنه ، البته که خوشبختانه راه کم هزینه تری مثل صیغه هست

بعنوان کسی که توی دانشگاه حقوق خوندم باید بگم که در اروپا مرد و زن کاملا برابرند و هر حق و هر وظیفه ای مرد داره زن هم اون حقوق و وظایف رو کاملا مساوی با مردان داره

یعنی مهریه وجود نداره ، نفقه هم وجود نداره حق حبس وجود نداره تمکین وجود نداره ، ارث و دیه و حتی سربازی هم برابره یعنی دخترها هم باید سربازی برن بیزحمت مختلط و همراه با مردان اموزش ببینن ، و نصف مخارج خانواده رو هم زمان ازدواج متقبل بشن ،

ب پسران توصیه میکنم هرگز زیر بار مهریه و دیگر شرایط سنگین نرید ، ما عاشق هم هستیم و ما همو دوست داریمو اینجور چرت و پرتها رو بذارید کنار ، خیلی ها با همین طناب پوسیده رفتن توی چاه و بدبخت کردن خودشونو ،

هر حقی میدین ، در قبالش یه حق بگیرین ، حق طلاق دادی ، بگو کل مهریه رو ببخشه

حق تحصیل و اشتغال و مکان زندگی و حضانت که اصلا مهم نیس ، دادی هم مهم نیس

ولی حق تنصیف اموال شوهر رو هم ندین ، تو کل خرجی رو دادی تو مال و اموال بدست اوردی با زحمت و دسترنج و هنر و تخصص خودت ، پس چرا مزد زحماتت نصف شده و ب دیگری داده بشه

درسته که در اروپا حق تنصیف هست ولی اونجا دو طرفه هست و زنها هم شاغلن و باید اموالشون نصف بشه ، ولی بازم من با ذات تنصیف مشکل دارم حتی به فرمول غربیشم چرته و مخالف عدالت ...

این حرفا شعار نیستا ، خودم کاملا بهش عمل کردم ، بارها خواستگاری رفتم دو بار هم بله گرفتم ولی بخاطر اینکه مهریه و شرایط سنگین خاستم انگشت فاک نشون دادم و رفتمو پشت سرمم نگاه نکردم

الان ۳۳ سالمه و خوشبختانه هنوز ازدواج نکردم ، فعلا دنبال صیغه و ازدواج موقتم...

چاره ای نیست ، هم مردم سخت میگیرن برای ازدواج ، هم شرایط و قوانین روز به روز سخت تر و ب ضرر مردان میشه

البته بازم از صیغه ، مجرد بودن بهتره ،پول و دسترنجت حروم دیگری نمیشه صرف شادی و خوشبختی و رفاه و تفریحات و خوشبختیه خودت میشه

مصنوع هوشی

یادتونه یه پروژه ب هوش مصنوعی داده بودم که برام انجام بده..؟

منظورم هک حساب بانکی ترامپ و ایلان ماسک و وارن بافت و مرغ فروش سر کوچه مونه

خب اون موقع گفته بود که میتونم ولی سه سال طول میکشه ، و خیلیم هشدار داد که عواقب قانونی داره برات ، گفتم بیخیال ، انجامش بده ، یا مرگ یا لندن

الان ازش پرسیدم کار در چه مرحله ایه ؟ گفت خوب پیش میره و تونسته یک درصد کار رو انجام بده😐

گفتم داش یک درصد ؟ اینجوری که تا بخای کار و دربیاری من پیر شدم که

گفت سیب زمینی که پوست نمیکنم ، از کلی لایه های امنیتی و کدهای سنگین و پیچیده و الگوریتمهای عجیب و مارپیچی باید عبور کنم و بشکنمشون همه رو ..ولی نگران نباش ، بین سه تا سه سال و سه ماه کار و برات در میارم

گفتم باشه دمت گرم

البته خب این نسخه ی هوش مصنوعی رو با قیمت خیلی سنگینی خریدم و به این راحتیام نصب نمیشد رو گوشیم ، از سه گوشی با اندروید بالا استفاده کردم تا نصب شد و با وی پی ان فوق قوی نصبش کردم ، وی پی ان رو سه میلیون خریدم از یه هکر لهستانی...

کلا هشت میلیون هزینه شد اشتراک این نسخه و و هزینه های جانبیش...

بدیش میدونی چیه ؟؟ بعد این کار هرگز نمیتونم برم خارج ، چون اینترپل دستگیرم میکنه

دستفروش

این دستفروشا واقعا رو اعصابن ، چند وقتیه میبینن پمپ بنزینهای شهر ما همش صف هست ، یه چند نفری سو استفاده میکنن و میان مزاحم مردم میشن چاقو میارن میگن بخر ، میگی نمیخام به زور میگه بردار نگاه کن ، یه اخلاق نجسی هم دارن اگر برداشتی باید بخری

حالا من نمیگم کاسبی نکن ولی مردم خسته هستن تو گرمای جنوب و کمبود بنزین توی صف منتظرن هی میای مزاحم میشی گیر میدی یه کلام طرف گفت نمیخام ،برو بصیک ،

یبار دیگه یادمه از گرگان باید میومدم زاهدان و از زاهدان ب چابهار ، خب ۲۵۰۰ کیلومتره با اتوبوس دهن ادم سرویس میشه

بلیط اینترنتی رزرو کرده بودم برای گرگان زاهدان ، غروب دیدم تعاونی ترمینال گرگان زنگ زده میگه اتوبوسها همه رفتن غرب اربعینی ها رو بیارن ، اتوبوس نیست کنسلی بزن پولت برمیگرده حسابت

اعصابم خورد شد ، گفتم یه عده میرن اونور ، بعد جورشو ما مردم باید بکشیم حضوری هم که نمیصرفید تا گرگان برم ، ناچارا کنسلی زدم و ده درصد از پولم کسر شد

حالا با هزار بدبختی یه اتوبوس گیراوردم که رفتن به مرز مهران رو جیم زده بود خداخیرش بده داشت ب مردم خدمت رسانی میکرد مسیر گرگان زاهدان

بعد از بیست ساعت خسته و کوفته رسیدم ترمینال زاهدن رفتم تعاونی بلیط بگیرم برای چابهار ، گفتن اصلا یک اتوبوس هم نداریم همه باید برن مهران اربعینی ها رو بیارن

دیگه کفری شده بودم ، گفتم این دیگه چه وضعشه

ترمینال زاهدان شلوغ و متشنج و مردم خسته و عصبانی بودن ، تا ظهر الاف شدم و با ساکم توی محوطه ی سالن خسته یه گوشه نشسته بودم که یهو یکی از همین دستفروشا اومد از این دعا کوچیکها هستن آت آشغالها گذاشت روی پام ، فوری دادم دستش گفتم نمیخام

گفت یجوری میدی انگار سگه گرگه ، بردار ، گفتم نمیخام

ازم گرفت و یهو گارد سیلی زدن گرفت خواست منو بترسونه و رفت ، پشت سرشم از ترس نگاه میکرد

تو دلم گفتم حیف که خسته م وگرنه بلند میشدم همون دعاها تو فرو میکردم تو ماتحتت که بدونی مزاحمت یعنی چی..

از بومیهای زاهدانم نبود ، فارس بود ، زاهدان همه همزبان من هستن

نیم ساعت بعد اتوبوسها رو ازاد کردن خداروشکر و رفتم چابهار..

زمان سربازیمم ترمینال کرمانشاه یه پسربچه همین دعا کوچیکارو اورد ،بیچاره گیر هم نداد فقط گفت عمو دعا میخری ؟؟با تشر گفتم نه من یهودیم اینارو قبول ندارم

بیچاره دلش شکست و رفت ، هنوزم که هنوزه بخاطرش عذاب وجدان دارم،حداقل با لحن خوب جوابش میکردم...یهودیم خخ

چون قبلش هم از برخوردای بد این دستفروشا در قبال مردم دیده بودم برای همین با اون پسر تند برخورد کردم

در کل سعی کنین از دستفروش جماعت چیزی نخرین ...احساسات و دلسوزی و اینجور چرت و پرتها رو بذارید کنار ، هر چی میخواید از فروشگاه ها تهیه کنید ، اگر تقلب یا تخلفی بود حداقل بدونی از کی خریدی

صبحانه

قانون خوبی که گذاشتن اینه که صبحانه خوردن کارمندان در وقت اداری ممنوع شد...خیلی عالیه اگر اجرا کنن عملا

اصلا درک نمیکنم طرف تو خونه ش صبحانه خورده دو ساعت بعد تو اداره گرسنه ش میشه و باید صبحانه بخوره؟؟؟ اونم برای کسانی که پشت میز نشین هستن و کار جسمیه چندانی ندارن...کارگر بحثش فرق داره کار جسمی میکنه گرسنه میشه هم صبحانه هم ناهار لازمه

ولی واقعا زور داره بری اداره ببینی کارمندان نشستن صبحونه میخورن و تو باید نیم ساعت معطل باشی تا اینا زهرماریشونو بخورن ،

یا حتی معلما ، کوه که نمیکنن پنج ساعت مدرسه هستن که گرسنه شون بشه ، البته کار معلما از نظر روحی روانی و عصبی سخته گلو داغون میشه اعصاب و روان خیلی تحت فشار قرار میگیره ولی دیگه ب گرسنگی ربطی نداره که بشینن سفره بندازن غذا بخورن

حالا یه چای یا بیسکوییت حتما لازمه و اشکالی نداره در حین کار خیلیم خوبه ..ولی اینکه رسما کار و خدمت رسانی تعطیل بشه بری کوفت کنی بنظرم خیلی ظلمه

همکارای خودمم چنتا خانم هستن ساعت هفت و نیم میان سرکار ساعت 9 میگن گرسنه مونه داریم غش میکنیم...بقول مازندرانیا ( او برااااا) چخبرتونه؟

من خودم صبح زود که صبحونه میخورم تا ظهر اصلا گرسنم نمیشه مگر اینکه کار جسمی کرده باشم ، این کارمم جسمی نیس ولی خیلی محتاج ب چای هستم اعصابمو و گلومو اروم میکنه ، حتی یک ثانیه از کارم بخاطر صبحانه نمیزنم

من ساعت 9 یا 10 صبحانه بخورم دیگه ناهار دلم نمیاد نمیتونم بخورم...اینا ناهار رو کجاشون جا میدن من موندم

پژمان

پژمان جمشیدی از کانادا برگشت و مشت محکمی بر دهان یاوه گویان زد...

قیافه پهنیستا الان دیدن داره. خخخخ

پسر

پهنیستا نظرتون چیه ؟

کارمند شیرخوارگاه: اکثر نوزادایی که رها میشن پسر هستن و اکثر کسایی هم که میخوان نوزادی رو به فرزندی قبول کنن دختر میخوان. عملا پسرا تو شیرخوارگاه میمونن.

+ پسرا از‌ همون بدو تولد تنهان تا آخرش💔

وقتی زن و شوهری میان برای قبول سرپرستیه یک فرزند ، اصلا نباید بهشون حق انتخاب داده بشه و باید به صورت رندوم یک فرزند انسان رو بهشون تحویل بدن ، مگه هدف اون زن و شوهر خیر نیست ؟ مگر نمیخان به یک انسان کمک کنن ؟ پس چه اهمیتی داره که جنسیتش رنگ چشمش رنگ مو و فلان چنانش چی باشه..؟

خدا وقتی بهت بچه میده نظر تو در مورد شکل و رنگ و جنسیت بچه نمیپرسه

توم وقتی رفتی شیرخوارگاه چشمتو ببند و یک فرزند رو بپذیر و بهش خدمت و تربیتش کن

چون انسان ، ابزار نیست سیب زمینی و گوجه نیست که سواکنی بهترین و قشنگترینشونو سوا کنی وگرنه تو لیاقت داشتن فرزند رو نداری

گوشت

خاطره

یه سال سر سفره بودیم غذامونم ته چین بود..خواهرم گوشت غذاشو گذاشت وسط سفره گفت من دلم نمیاد نمیخورم..بعد من گوشت و برداشتم گذاشتم تو بشقاب خودم ، یهو خواهرزادم ده سالش بود اعتراض کرد گفت غذای مادرمه پس سهم منه بده بمن دایی..

گفتم نخیر تا زمانیکه برادر هست ، بچه وارث نیست ، گفت اتفاقا تا زمانی که بچه هست دایی وارث نیس ،

خلاصه خواس از بشقابم برداره نذاشتم و بحثمون بالا گرفت

خواهرم گفت من هنوز زنده م ، شما دارین برای ارث و میراث من همدیگه رو تیکه پاره میکنین ، اونم ارثی که فقط یه تیکه گوشته خخخخ

بابام خندید گفت اره واقعا راست میگن وارث ، حارصه ..

منم گوشت رو نصف کردم و به خواهرزاده دادم سهم الارثشو دادم رضایتش جلب شدخخخخ

شاخص

4 روز پیش یعنی در 13 ابان ماه قیمت به کانال 99 هزار دلار رسید و هر سه شاخص معتبر جهانی سیگنال خرید دادن و من متاسفانه چون قبلا کلی بیت و تتر خریده بودم پول خیلی کمی داشتم و ناچاره ده میلیون تومان بیت خریدم

بهترین فرصت برای خرید بود چون هر زمان هر سه شاخص سیگنال خرید به بدن و نرخ بهره هم سیکلهای افزایشی نداشته باشه یعنی قیمت به کف رسیده یا نزدیک به کف هست

اونروز شاخص rsi در تایم فریم سالانه عدد 29

شاخص ترس و طمع آنلاین در محدوده فروش سنگین

و شاخص ترس و طمع آفلاین عدد 21

رو نشون دادن برای مدت کوتاهی ....

و بعد قیمت تا 104 هزار دلار بالا رفت و بعدش هم دوباره پایین اومد و دیروز دوباره کانال 99 هزار دلار رو لمس کرد..البته دیروز وقتی به کانال 99هزار دلار رفت، شاخص rsi دیگه به زیر 30 نرسید و عدد 33 رو نشون میداد در حالی که چند روز پیش در کانال قیمتی 99 هزار دلار به عدد 29 رسیده بود و این خبر خوبی نیس یعنی ممکنه کف قیمتی از 99 هزار دلار هم کمتر باشه و احتمال پایینتر رفتن قیمت هست

با اینکه فدرال رزرو نرخ بهره رو کاهی اعلام کرد که معمولا نتیجه مثبت روی بیت کوین داره ولی چون رییس فد اقای پاول اینده ی کاهش نرخ بهره رو با تردید اعلام کرد اثر خیلی بدی روی قیمت گذاشت و متاسفانه تعطیلی دولت امریکا هم مزید بر علت شده و جنگ تجری و تعرفه ای هم زیاد شده و چندان توافقات خوبی بین دولتها اتفاق نیفتاده ، تمام اینها به ضرر بیت کوین هست ولی چون اقتصادو سرمایه گذاری جهانی و بازار سهام امریکا بشدت تحت فشاره دولتها ناچرا که بالاخره توافق کنن و تعطیلی دولت امریکا هم نهایتا تا اول ژانویه هست که البته بعیده تا اونجا بکشه و زودتر حل میکنن مشکلات درون حزبی شونو و اونجاست که بیت کوین دوباره جون میگیره

خواب

صبح خواب عجیبی دیدم

درواقع ترسناک و کابوس وار بود

خواب دیدم شمال روستامون هستم و تشییع جنازه ی سه تا جوان از بچه محلهامونه که تصادف کرده و فوت شدن

از غسالخانه بیرونشون اوردن توی تابوت بودن ولی کفن نشده بودن

با لباسای عادیه خودشون بودن

و اینکه به طرف ارامگاه نبردنشون و خلاف جهت قبرستان تشییع شون کردن

حتی روی یکی از تابوتها یه جوان از بستگانشون کنار جنازه نشسته و تکیه کرده بود و مردم داشتن تابوت رو تشییع میکردن

بعدم خوابم تموم شد

واقعا ادم میترسه از این خوابها

آرامش

خب خداروشکر که امنیت و آرامش دوباره به وبم برگشت و به بهترین نحو مدیریت بحران کردم...فقط بعضیا میان یه نصیحتی میکنن و میرن یه کامنت میندازن و حاجی حاجی مکه..چیزی مینویسی بیا جوابتم بگیر چون ممکنه تو حرفات قضاوت نابجایی کرده باشی پس بدون ادرس میای و سخنرانی میکنی بعدش فلنگ رو نبند...چون نشون میده حرفت حتی برا خودتم بی ارزشه چه برسه منکه مخاطب حرفتم..

من همون قدر که تو مجازی پر چونه و اهل بحث و گفتمان و حتی جواب دادنهای کوبنده هستم توواقعیت کاملا برعکسه ، خیلی خجالتی و کم حرفم از بچگیم همینطور بودم نمیدونم با این اخلاقم چکار کنم...

چند بار خواستگاری که رفتم کاملا ساکت نشسته بودم و پدرم صحبت میکرد یا دیگران...زمان مدرسه و دانشگاهم همینطوربودم...دانشگاه سیزده ترم درس خوندم یک بار کنفرانس ندادم..همیشه هم معدلم بخاطر همینا کم میشد

حالا درس و دانشگاه زیاد مهم نیس ولی این جلسات ازدواج خیلی رو مخه با این اخلاق من..فک کن همه زوم کردن روت بعد تو هیچی نمیگی و ساکت نشستی

حتی یادمه این بار اخر عمه ی همون دختر بهم گوشزد کرد گفت تو چرا هیچی نمیگی نظرتو بگو نباید ساکت بشینی...پارسالم که خواستگاری رفته بودیم دختره از توی اتاق خودش گوشاشو تیز کرده بود حرفارو گوش میکرد و بهم پیام داد گفت تو خیلی ساکتی ادم مثل تو ساکت و کم حرف ندیدم...چرا به پدرت هیچی نمیگی که مهریه رو میگه کم کنین...نوشتم اولا من تو مجلس نشستم پیامک بازی نکن زشته گوشی دستم باشه دوما اره باید اعتراض کنم چون پدرم فقط یک دهم مهریه رو میگه کم کنین من باید اعتراض کنم به حرفش..باید بگه چهار پنجم از مهریه کم بشه...خورد تو برجک دختره خخخ

من توی جمع فقط زمانی میتونم صحبت کنم و شدیدا هم استعداد صحبت دارم که عصیانی باشم ..تو اون شرایط کسی جلودار من نیس برا ساکت کردنم

بعضیا فقط برای رفع تکلیف به وبم سر میزنن یعنی فقط برای بازدید خاموش یا فقط برای اینکه جواب کامنتی که بهشون دادم رو بدن میان وگرنه که اصلا سر نمیزنن..این خیلی بده

من این فحشهای بسیار رکیک و زشت رو نمایش دادم عمدا...تا دوست و دشمنم رو بشناسم..ببینم اینروزا که انقدر برای وبم حاشیه سازی شده و مزاحمم میشن و اذیتم میکنن کسی هست که بیاد یه ابراز تاسف یا یه همدردی بکنه..دریغ از یک نفر ...میان میبینن چه اهانتهایی بهم شده ولی بدون واکنش میرن

حالا اگر من حرف تندی بزنم میبینی ده نفر خلق الساعه میان منو میکوبن انتقاد میکنن واس من احادیث نهی از فحاشی میارن سخنرانی میکنن و پای منبر میرن

همون قدر که فحاشها اینجا منو میخندونن از اینکه حقارتشونو میبینم همون قدر هم از دست مخاطبهای به ظاهر دوست ولی بی تفاوت وسرد ناراحت و دلشکسته ام...آماج رکیک ترین الفاظ نسبت ب خودم و خانواده ام بودم حتی یک نفر ابراز همدردی نکرد..فقط امار بازدید کننده هست که بالا میره..میاید چیو تماشا میکنید؟فیلم سینماییه مگه؟سرگرمیه واستون که بمن و خانوادم فحاشی میشه؟

خواهش میکنم دیگه وبم نیاید...یک تنه میجنگم با دشمنانم...در این سختیهاست که ادم دوست واقعیشو میشناسه و من فهمیدم هرگز هیچ کدوم از مخاطبهام ادمهای خوبی نیستن و نمیشه بهشون اعتماد کرد..ده ساله وبمو درست کردم هرگز در فضای وبلاگ انقدر ناراحت نبودم ..دلم برای مخاطبین قدیمی ام تنگ شده ..خانم ماریه..اقای فامیل دور...اقای اسلام..مادرجوانرودی..خانم دریسی و خیلی از مخاطبین قدیمیم..امیدوارم هر جا هستن خوش و خرم باشن

یاد باد آن روزگاران یاد باد

حوصله هیچ کسو ندارم دیگه وبم نیاید...فحاشا هم کامنتاتون نخونده پاک میشه..انقدر فحش بدین تا خسته بشین

شاخص

بیت کوین چه جال هاته

شاخص rsi سالانه رسته به 30

من ده میلیون واریز کورتون وتی حسابه صرافی ته ، هنو منتظرون که تایید بی و گورا خرید بجنین ، بهترین موقعیته په خریدا

آخرین بار اولای بهمن هات که شاخص زیر 30 رستتی حتی به 24 رست

هنو دیگا نزدیکن که بعد شا هفت ماه پدا برو جالاگا ،

قیمتون 100 هزار دلاره سراهن و احتمالا بازون کهت جالاگترا

ولی من خریدا وتیا امده کنین...سه کنین چونه بی

واجنده زوانا

بضی کاوان و شا وتی دیما هوا سرا هبر بیخودنه دهنت ،دیگا شا مروچی من تصمیم گفتون که گو جنده زوانا وتی مطلبانا بنویسین ، دیگا نلوتین کسه چرت و پرتانا گوش کشین دیگا مزاحمون سرپده نبهان که من چیه شین و چی نویسین

بضی حرومزادگون کاوان تهدیده کننت پو من حدیث نویسن و بمن اهانته کنن وت ملوم نن کی زاگن شا گوجام بوتاگه چرا سبز بوتن ای کاوان نه توهینه کنن . ته وت ده شه که بدزوانی زبر نن ، پس چونه که ته وت ده بی احترامیه کنه

هنو بیا و نی هبرانه سرپد به و چرت و پرت گوشه ، وت هزار کثافتکاری و نجسی دارنت ای باز نه نسبته ناروا دهنت

تی زور میه شا نی مطلبانا من گوتا نهاتون ، هر وقت من ترا گوشتون گورا بیا شعر تف ده ،گورا بیا پو من سخنرانی کن حدیث کپی پیست کن ..کپی پیست کورتنا منون زانین

آزمانا که نه دشمانه داتان ته گوجام قبرستانه هاته؟ آ زمان مورته هاته ؟بلد نهاتا بیا سخنرانی کنا؟

هنو کفه ته به که من چی نوشتون خخخ

فرعون

یه آیاتی تو قران هست که خیلی قابل تامله :

مثل آیات ۹۱ و ۹۲ سوره ی یونس که در مورد مرگ و نجات بدن فرعون بعد مرگش صحبت میکنه تا بدنش درس عبرتی برای آیندگان باشه

و میدونیم که اجساد بسیاری از فرعونها مومیایی شد و از بین نرفت و هنوز هم از دل خاکها اجسادشون در میان و پیدا میشن

در حالی که برای دیگر انسانها فقط استخوان باقی میمونه که همون استخوان هم بعدها تبدیل ب خاک میشه

آیات اینه :

سوره یونس :آیه ۹۲و ۹۱
ءَآلَْنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَ کُنتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ‏
فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ ءَایَةً وَإِنَّ کَثِیراً مِنَ النَّاسِ عَنْ ءَایَتِنَا لَغَفِلُونَ‏
✨ ترجمه :
آیا اکنون؟! (در آستانه‏ى مرگ توبه مى ‏کنى؟) در حالى که پیشتر نافرمانى مى‏ کردى و از تبهکاران بودى؟
پس امروز جسد تو را (از متلاشى شدن و کام حیوانات دریایى) نجات مى ‏دهیم تا عبرتى براى آیندگانت باشى. یقیناً بسیارى از مردم از نشانه‏ هاى ما غافلند.
✨✨✨✨

پ ن : خدا لعنت کنه کسانی رو که به مردم بدون اینکه دادگاهی و حکمی علیه شون صادر شده باشه یا خودشون اعتراف کرده باشن یا گناه و خطاشون محرز شده باشه تهمت میزنن و قضاوت کرده و حکم صادر میکنن

امروز خواهر پژمان جمشیدی اطلاعات خیلی جالبی رو مطرح کرد که میتونه جواب قاطعی باشه ب یابوهایی که هنوز هیچ چیز قطعی نشده اثبات نشده ، مردم رو گناهکار و خطا کار میدونن ، آیا شما خودتون در زندگیه شخصیتون کاملا پاک و عاری از گناه و خطا هستین ؟؟ پرونده ی اعمالتون رو بررسی کنین بعد اگر تونستین برای دیگران حکم صادر کنین

السلام علی من التبع الهدی

سرفه

چند روزی بود سرفه هام بهتر شده بود ولی دیروز دست یه دختر خوشگل تخم کدو دیدم ازش گرفتم و خوردم و الان دوباره ب سرفه و ترشحات افتادم ، حساسیتم زده بالا..

البته موقع خوردن تخمه با خودم میگفتم نکنه حساسیتم عود کنه ، باز گفتم ولش بزن بالا ، دنیا دو روزه😐

الان گرفتار شدم دوباره ، تازه امروز گرد و خاک عجیبیم بپا شده بیا و ببین اینم بیشتر میکنه حساسیت رو

کتک

امروز فیلمی بسیار دردناک پخش شد که مردی در ابادان پدر پیرشو با خشونت بسیار کتک میزد

بعدا دستگیر شد و گفت پدرم پیره و نمیتونه کاراشو انجام بده پوشکش میکنیم و روی منم فشار مالی و زندگی هست نمیتونم اعصاب روانمو کنترل کنم

خب سوالم از ایناییه که خودتونو جر میدادین که من اگر پدر مادری ببینم به بچش تشر میزنه یا باهاش تند برخورد میکنه ، میرم پدر مادره رو میزنم ال میکنم بل میکنم پدرشو درمیارم

حالا چه حرفی برا گفتن دارین چه گوهی برای خوردن دارین برای همین قضیه ی ابادان ؟؟؟بازم خودتونو جر میدین یان؟

فحش

دخترا لطفا توی وبلاگ فحش ندین ، مخاطبای پسر هم اینجا هستن

باتشکر از همکاری و فرهنگ و ادب شما ..

مصنوع هوشی

ب هوش مصنوعی گفتم یه حساب غیر قابل رهگیری و غیر قابل شناسایی برام باز کنه و بعد حساب بانکی ترامپ و ایلان ماسک و وارن بافت و کریم مرغ فروشه سر کوچه مونو هک و پولاشونو به حسابی که برام درست کرده واریز کنه..

گفت میتونم ولی سه سالی طول میکشه چون باید الگوریتمهای پیچیده ای طراحی کنه و کدها و قفلهای بسیار سختی رو شناسایی و باز کنه و از مسیرهای امنیتیه حساسی بتونه عبور کنه و زمان بسیار زیادی میخواد ولی شدنیه..ولی از نظر قانونی برای شما عواقب سنگینی داره ، آیا مطمینی برای انجام این کار ؟ شروع کنم ؟

گفتم آره شروع کن ، یا مرگ یا لندن ، می ارزه ، من صبورم ، صبر می کنم

خواب

یه شب خواب عجیبی دیدم..

خواب دیدم توی یه جاده ی سنگی در دل شب دارم راه میرم اطراف جاده اصلا پیدا نبود بخاطر تاریکی مطلق...و من بی هدف داشتم اون جاده رو طی میکردم هوا هم نه سرد بود و نه گرم

کمی جلوتر که رفتم حس کردم این جاده برام آشناست ، رفتم بسمت کنار جاده دیدم عه یه جالیز و باغ هندوانه ست که کنارش گیاه جارو هم کاشتن و بزرگ هم شدن و قد کشیدن

و فهمیدم اینجا اصلا جای غریبی نیس اینجا منطقه ایه که زمینهای کشاورزیمون هست و همین زمینی که جالیز هست سالها دست پدرم و عموم بوده کشت میکردن البته صاحبش فرد دیگری بود..ولی با خودم گفتم این زمین که تا سال 83 جالیز بوده و بعدش شالیزار شد چطور الان باز جالیزه؟؟

تو همین فکر بودم که صدایی شنیدم ، صدای هی ، صدای شوپاگر بود متوجه شدم صاحب این جالیز نگهبانی میده و داره میاد طرفم ..تو مازندران به کسی که از جالیز نگهبانی میده میگن شوپا گر و معمولا شبها صداهایی هم از خودشون در میارن که گرازها بترسن و ب مزرعه اسیب نزنن..پدرم همیشه تو اون زمین در دهه هفتاد شوپاگری میکرد

در کمال تعجب دیدم بابام هست که داره میاد ولی با چهره و سن و سالی جوانتر حدودا 37 اینا بود..خیالم راحت شد چون استرس داشتم تو اون تاریکی و تنهایی و دل شب..

حرف عجیبی بهم زد..گفت پسرم تو اینجا چکار میکنی ؟زود از اینجا برو اینجا جای تو نیست اینجا زمانه ی تو نیست

انگار من به گذشته ی اون منطقه رفته بودم و پدرم رو تو همون سن و سال میدیدم

گفتم باشه میرم ولی هوس هندونه کردم..پدرم گفت باشه برو یه هندونه بچین و برو روی تالار بخور و بعدش سریع هم از اینجا برو....تالار یه آلونک کوچیک چوبی که محل استراحته توی جالیزها میسازن

یه هندونه چیدم و مشغول خوردن شدم و بعد دیگه انگار خوابم تموم شد..

نمیدونم چه توضیحی داره این خواب ..ولی من همیشه دوست داشتم برای چند ساعت هم که شده برم دوران کودکیم در اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد رو دوباره ببینم

پژمان

خیلی خوشحال شدم از آزادی آقای پژمان جمشیدی پیشکسوت فوتبال و بازیگر معروف و محبوب کشورمون ،،

و از این خوشحالتر شدم که پهنیستا رو پوزشون خوردن و با وجود اینکه هنوز دادگاهی انجام نشده بود مدرکی وجود نداشت و جرمی اثبات نشده بود داشتن حکم صادر میکردن و ب آقای جمشیدی اهانت میکردن ..

سلطان آقای علی دایی هم از آقا پژمان دفاع کرد و واقعا هم من یادمه زمانی که در پیروزی بازی میکرد بازیکن باشخصیت و بی حاشیه ای بود..

درود بر این شیر مرد بزرگ پژمان جمشیدی..

نماز

نماز بخون

ولی یکم اخلاقتم خوب کن دیگه..

نماز میخونی حجاب رو کامل رعایت میکنی اخلاقتم خوش،و خرم باشه دیگه😊

البته خیلی بهتر شده ها ولی بازم جای بهتر شدن داره

سرفه هام کمتر شده ولی هنوزم یه خلق تنگی دارم و خیلی باید مواظب باشم

ساسی

خیلی از جاهای بدنمو ساس نیش زده بود

با پاد هیدروکورتیزون بهتر شدن فقط سه تا جای نیش هست روی آرنج و گوش و بغل شکمم که تازه تره و هنوز خارشش اذیتم میکنه

تجربه ی گزش ساس رو از زمان سربازیم دارم . حامل بیماری نیس ولی جای گزشش تا یه هفته خوب نمیشه و صفت خیلی بدی که داره حتما باید از رگ خون مکش کنه برای همین چندین نقطه ی نزدیک بهم رو نیششو فرو میکنه تا رگ رو پیدا کنه ولی پشهاینطور نیس هرجا نیش رو فرو کرد از همونجا میمکه

ساس بزاقش بی حسی داره ووقتی میگزه انسان متوجه نمیشه و چه از اون نقطه خون بکشه چه نکشه بزاقش باعث التهاب و خارش میشه..پس بدونین اگر صبح دیدین چند نقطه ی نزدیک بهم در بدنتون قرمزه و خارش داره اون نیش ساس هست احتمالا

پتوها و بالشمو آوردم با و اب جوش و تاید شستم و در آفتاب گرم جنوبی پهن کردم

ولی اگر ساس در کل اتاقم پخش شده باشه ناچارم محل اسکانمو عوض کنم

حالا خدا کنه این خانمه همخونه ایم نفهمه که ساسی شدم...البته این خونه مون تمیزه..اونجا محل کارم که بعضی شبا میخابم ساس داره

نوشته بود تو مهمونیا از پسرا هم کار بکشید ، دخترا کلفت نیستن ...

این حرف کاملا درسته ، چون زمان مهمونی کارا بسیار زیاد و سنگینه وباید همه همکاری کنن حتی پدر خانواده هم باید کمک کنه

اصلا مهمونی هم نباشه همه باید همکاری کنن تو کارای خونه

ولی یه موردی که هست ، مثلا ظرف شستن که بعد از خوردن غذا انجام میشه ، فرض کن دو تا دختر دارن ظرفارو میشورن بعد پسرخاله شون بیاد بگه منم میخام کمکتون کنم ، خب معلومه که با اردنگی پرتش میکنن بیرون و فکر نمیکنم توی محیط آشپزخونه راحت باشن که یک یا چند جنس مخالف هم بیاد ور دستشون حتی ب نیت کمک .

ولی توی خریدها و تهیه ی وسایل و انداختن سفره و اوردن وسایل رو سفره همه باید کمک کنن

حداقل ما که اینجوری هستیم توی خانواده و فامیلامون.

یا فرض کن آقایون اشپزی کنن زمان مهمونی و بعدش ظرفا رو بشورن ، خب اینجوری خریدهای بیرون رو خانمها باید انجام بدن که فکر نمیکنم عرف جامعه ی ایران چنین چیزی رو بپذیره