ایجاد یک پس زمینه جدید در فتوشاپ

  • شهریور

بخش ۱ : آیا ایجاد یک پس زمینه جدید در فتوشاپ ممکن است؟

بخش ۱ : آیا ایجاد یک پس زمینه جدید در فتوشاپ ممکن است؟

      آیا ایجاد یک پس زمینه جدید در فتوشاپ ممکن است؟

      آیا واقعاً ممکن است؟
      منظورم این سوال است : آیا ساخت یک بک گراند جدید در فتوشاپ امکان پذیر است؟
      بیایید ببینم می توان یک پس زمینه جدید در فتوشاپ ایجاد کرد و به ساخت یک بک گراند جدید در فتوشاپ پرداخت.

      لایه Background در فتوشاپ


      از آنجا که لایه Background به عنوان پس زمینه سند ما عمل می کند ، موارد خاصی وجود دارد که فتوشاپ به ما اجازه نمی دهد با آن کار کنیم.
      مهمترین موارد این است که ما نمی توانیم محتوای لایه Background را جابجا کنیم .
      نمی توان لایه های دیگر را نیز در زیر لایه Background حرکت داد.
      و از آنجا که لایه Background از transparency پشتیبانی نمی کند ، نمی توانیم هیچ پیکسلی را از آن حذف کنیم.

      بررسی مشکل

      اگر مشغول انجام کارهای روتوش تصویر هستید:

      • تنظیم قرار گرفتن در exposure و کنتراست
      • تصحیح رنگ ها
      • از بین بردن لکه های پوستی
      • و غیره

      محدودیت های لایه Background احتمالاً مسئله ای نخواهد بود.

      اما اگر در حال ایجاد جلوه های عکس هستید، چندین تصویر را با هم تلفیق می کنید، یا هر کاری را انجام می دهید که به کنترل بیشتری بر روی عکس اولیه که در سند خود باز کرده اید نیاز دارید، پس به احتمال قوی لایه Background کلی دردسر بریتان ایجاد خواهد کرد…

      بیایید به یک مثال ساده نگاه کنیم تا عمق مشکل را دریابیم.
      تصویر زیر این تصویری است که من در فتوشاپ باز کردم. من این یکی را از Adobe Stock بارگیری کردم اما شما می توانید هر تصویر دیگری را از مسیرهای متفاوت و دلخواه خود در فتوشاپ باز کنید.

      آیا ایجاد یک پس زمینه جدید در فتوشاپ ممکن است؟

      آیا ایجاد یک پس زمینه جدید در فتوشاپ ممکن است؟

      هر وقت تصویری را باز می کنیم ، فتوشاپ به طور خودکار آن را در لایه Background قرار می دهد ، همانطور که در اینجا در پنل Layers من مشاهده می کنیم:

      پنل لایه ها (Layers) در فتوشاپ

      پنل لایه ها (Layers) در فتوشاپ

      من می خواهم این تصویر در مقابل یک پس زمینه سفید ظاهر شود، به عبارتی زمینه سفید به عنوان یک حاشیه در اطراف عکس عمل کند.
      کار زیاد سختی به نظر نمی رسد درست است؟
      اما یک مشکل وجود دارد!

      سوال:

      از آنجا که عکس من در حال حاضر پس زمینه سند است، چگونه می توان یک پس زمینه متفاوت را در زیر آن قرار داد؟

      پاسخ:

      شما نمی توانید این کار را بکنید!
      فتوشاپ به ما اجازه نمی دهد که لایه های دیگری را در زیر لایه Background قرار دهیم.

      من اصرار دارم این کار را انجام دهم…

      خب من باز هم اصرار به تغییر بک گراند و ساخت یک بک گراند جدید در فتوشاپ دارم!
      می خواهم یک drop shadow در زیر تصویر فعلی ایجاد نمایم.
      باز هم به نظر نباید کار دشواری باشد؛ اما …

      باز هم همان مشکل!

      برای اینکه سایه shadow قابل رویت باشد ، به عکس دیگری نیاز دارد ، اما فتوشاپ به ما اجازه نمی دهد چیزی را در زیر لایه Background قرار دهیم.

      در حقیقت، اگر در پایین پنل Layers به آیکون Layer Styles (نماد “fx”) نگاه کنیم ، این همان چیزی است که ما برای اضافه کردن drop shadow (و همچنین هر اثر لایه ای دیگر) استفاده می کنیم.
      اما ببینید … این آیکون غیر فعال است! …

      آیکون layer styles در فتوشاپ یا همان fx

      آیکون layer styles در فتوشاپ یا همان fx

      راه حل

      خب حالا چه کار باید کرد؟
      چطور می توان این مشکل را حل نمود؟

      ابتدا باید لایه Background اولیه خود را به یک لایه عادی تبدیل کنیم.
      به این ترتیب ، ما کنترل کاملی بر تصویر خواهیم داشت و قادر خواهیم بود هر کاری که لازم است با آن انجام دهیم را انجام دهیم.
      کار بعدی که باید بکنیم این است که باید یک لایه Background جدید از ابتدا ایجاد کنیم و آن را در زیر تصویر قرار دهیم.

      استفاده از Actions در ساخت یک بک گراند جدید در فتوشاپ

      متوجه شدیم که برای اینکه یک پس زمینه دیگر در فتوشاپ بسازیم باید دو کار انجام داد.

      • ابتدا باید لایه Background اولیه خود را به یک لایه عادی تبدیل کنیم.
      • باید یک لایه Background جدید از ابتدا ایجاد کنیم و آن را در زیر تصویر قرار دهیم.

      خوشبختانه مراحل انجام هر دوی این کارها بسیار ساده است.
      اما حتی کارهای ساده زمان می برند.
      بنابرین چون این مسئله ای است که ممکن است بارها و بارها با آن رو به رو شویم؛ آیا لازم است این دو عمل ساده اما زمان بر را نیز بارها بارها تکرار کنیم؟
      در فتوشاپ می توان به جای اینکه مراحل را هر بار به صورت دستی انجام دهیم ، یک بار آن ها را انجا داده و بعد همه آنها را به عنوان یک عمل Actions ذخیره می کنیم.
      بعد از آن، فتوشاپ خودش آن عمل را بارها و بارها به صورت اتوماتیک انجام خواهد داد.

      سوال:

      اصلاً Actions چیست و چه ارتباطی با با ساخت یک Background جدید دارد؟

      پاسخ:

      صبر کنید! به این سوالات پاسخ داده خواهد شد.
      در فتوشاپ ، یک اکشن action یک سری مراحل از پیش ضبط شده است.
      شما به سادگی می توانید یک action جدید ایجاد کرده و مراحل خود را ضبط می کنید.
      پس از آن ، هر زمان که بخواهید دوباره همان مراحل را انجام دهید ، به جای اینکه آنها را خودتان انجام دهید ، فقط اکشن را اجرا می کنید و به فوتوشاپ اجازه می دهید تا کار را برای شما انجام دهد!
      خیلی عالی است این طور نیست!
      به زمان هایی فکر کنید که دیگر صرف یک کار تکراری نمی شوند!
      در مورد ما در اینجا ، هنگامی که ما مراحل ایجاد یک لایه Background جدید را ثبت کردیم ، در آینده می توانیم به فتوشاپ اجازه دهیم که فقط با انجام اکشن ، یک بک گراند جدید دیگر برایمان ایجاد کند.

      کلام آخر

      آیا ایجاد یک پس زمینه جدید در فتوشاپ ممکن است؟
      اکنون می دانیم که بله.
      برای این که بکگراند یا پس زمینه جدیدی ایجاد نماید تنها کافی است که بتونید دو کار انجام دهید:
      اول این که لایه بک گراند فعلی خود را به یک لایه معمولی تبدیل نمایید.
      دومین موردی که امکان ایجاد یک پس زمینه جدید در فتوشاپ را فراهم می آورد این است که لایه بک گراند ایجاد شده را از ابتدا باز سازی نمایید.

      سر خر

      من برای کسی ب صورت رسم خواستگاری نرفتم فقط یبار یکی از بستگانمو واسطه کردیم بره با خانواده ی دختره صحبت کنه...البته اونام فامیل بودن منتها ما زیاد باهاشون ارتباط خانوادگی نداشتیم...

      خودمم با دختره مستقیم در مورد ازدواج صحبت نکرده بودم ولی باهاش برخورد داشتم..خوش برخورد بود

      جوابی که به اون واسطمون در مورد خواستگاری دادن این بود :

      دختره گفته بود هر چی پدرمارم بگن

      ولی مادر دختره گفته بود ما از شر یکی راحت شدیم حوصله (سر خر )دیگه نداریم...دلیل این حرفشم این بود که دخترش تازه از نامزد عقدیش جدا شده بود...

      بسیار از شنیدن این اهانت ناراحت شدم..هر چند درک میکنم چون زندگیه دخترش خراب شده بوده ناراحت بوده ولی بازم این توجیهی برای اهانت ب دیگران نیست..

      یسال بعد بهم خبر دادن بیا مادره رضایت داده...

      منم گفتم گورباباتون...

      بعدها شنیدم دختره اهل دوست پسر و لایو این چیزاس...

      وبعدش دختره با پسرداییش ازدواج کرد...پسر داییشم فامیل منه....ازش بچه دار هم شد

      چند وقت پیش شنیدم زن و شوهر زدن ب تیپ و تاپ هم ...دختره هم با بچه قهر کرده رفته خونه مامانش....مادرش هم میره خونه دامادش که بگه چرا با دخترم بد برخورد میکنین...مادره پسره با چماق میفته دنبال زنه خخخخ الانم ظاهرا در شرف طلاق هستن

      از یه طرف خوشحالم که زنه تو پوزه ش خورد...منو سر خر خطاب کرده بود حالا ب گوه خوردن افتاد

      از یه طرف هم ناراحتم که زندگیه دختره برای دومین بار داره خراب میشه

      دیگه از قدیم گفتن هر گلی زدی ب سر خودت زدی

      هر چند ازدواج مهمه ولی اگه قرار باشه ب شخصیت ما اهانت بشه ازدواج نکنیم بهتره

      بیشعوری

      بعضیا هستن تا با کسی بحثشون میشه میرن یه جمله از کتاب بیشعوری تو وبشون کپی پیست میکنن که مثلا مخاطبشونو ب کنایه بیشعور خطاب کنن...حالا حرام باشه اگر خودش یه دور کتابب یشعوری رو خونده باشه خخخ

      شایدحتی نام نویسنده شم ندونه...هر چند خودم که کتابشو خوندم نام نویسنده شم میدونم ...چیزی از نویسنده ش جز اسمش نمیدونم

      خاویر کرمنت...واقعا کی هست؟چ اثرات دیگه ای ازش هست؟اصلا از نظر رشته تخصص و اکادمیک صلاحیت نوشتن چنین موضوعی رو داشته؟

      مطالب کتابشم قابل نقد هست

      اومده کل صفات بیشعوری و بیشعورها رو نوشته و هیچ راهکاری برای رفعش نداده

      مثل پزشکی که بیماری رو تشخیص میده ولی دارو و درمانی تجویز نمیکنه

      داستان فرضی

      اون پست تهمت رو که نوشتم بعضیا اومدن و از من بخاطر برخوردی که با همسرم و پدرش داشتم انتقاد کردن

      خب باید بگم اون داستان فقط زاییده ی خیالاته منه وگرنه اونایی که منو میشناسن میدونن که من مجردم

      ولی برام عجیبه که اون تهمتهایی که زده شده و اون طلبکار بودنه پدرخانم رو ندید میگیرن و ب شخصی که از شخصیته خودش دفاع کرده حمله می کنند

      همونطور که میزبان باید ب مهمانش احترام بذاره ، مهمان هم باید احترام بذاره و اصلا اهمیتی نداره که بزرگتره یا کوچکتر ، متاسفانه تو ایران بزرگتر بودن توجیهی هست که هر حرفی ب زبان بیارن بعدم پشت دیوار بزرگتر بودن تکیه کنند و بگن ب ما هیچی نگید چون ما بزرگتریم

      گرچه در دنیای واقعی اگر چنین اتهامی بمن زده بشه و اینجوری بیان از بچه شون طرفداری کنن و اسم پدرمو بگیرن مطمینا برخورد قاطع میکنم

      تهمت

      تو خونه در عالم خودم بودم که یهو خانم اومد و گفت مجتبی تو چرا با دخترا دوست میشی تو منو دوست نداری

      این حرفش واقعا عصبانیم کرد . گفتم یعنی چی؟ این دیگه چ حرف مزخرفیه..با دخترا دوستم دیگه چیه

      گفت تو منو دوست نداری

      گفتم چرت و پرتا رو ول کن.میگم قضیه دوست شدن با دخترا چیه؟

      خانم : بگو که منو دوست داری

      من : خفه شو...گفتم بگو قضیه چیه ؟

      خانم : بیخیال

      من: بیخیال و زهر مار..تهمت میزنی بعد میگی بیخیال؟ دلیل و سند و مدرک محکمه پسند بیار واس ادعا و تهمتی که میزنی

      خانم : مگه دادگاهه؟

      من : اره دادگاهه..شاکیشم منم...قاضیشم وجدان و شعور خودته

      خانم : من وجدان و شعور ندارم

      من: خب اینکه واضحه..گفتم دلیلت برای این ادعا چیه؟

      خانم : سکوت

      من : چرا خفه خون گرفتی..؟منتظر جوابتم...من اجازه نمیدم هر کسی بیاد بهم تهمت بزنه و بره..من تهمت بزنم بهت خوبه؟

      خانم : سکوت

      من : باشه ساکت باش..دهنتو سرویس میکنم آ دمت میکنم

      بعدشم زدم از خونه بیرون...رفتم پارک یکم نشستم بعدشم کمی قدم زدم...خواستم وقت گذرانی کنم تا شب دیر وقت بشه بعد برم خونه

      شب که شد گوشیم زنگ خورد..باورم نمیشد که انقدر پرروه..برنداشتم گوشی رو..

      پیامک داد پرسیده بود کجایی؟ منم جوابی ندادم ولی ی پوزخند تلخ زدم و دوباره شروع ب قدم زنی تو خیابونها کردم و نصف شب برگشتم خونه..

      هنوز بیدار بود سلام کرد گفت دیر کردی شام سرد شد..این حرفاش پتکی توی سرم بود همیشه از ادمهای پر رو بدم میومده وقتی گندکاری میکنن و ب کتفشون میگیرن انگار ن انگار که اتفاقی افتاده... جوابشو ندادم و لباسامو دراوردم و توی هال خوابیدم

      برام پتو اورد گذاشت سرم...منم مچاله کردمو انداختم تو صورتش...یه تاملی کرد و پتو رو برداشت ورفت تو اتاق خوابید

      صبح زود رفتم سر کار و همونجا صبونه خوردم وقت کار هم که تموم شد کلید رو از رییس گرفتم و گفتم امشب اینجا میمونم کار دارم..مدیر و همکارام یه نگاه معنی داری بهم انداختن و مدیر گفت باشه مشکلی نیست

      شب دوباره زنگ زد و برنداشتم...بارها زنگید و پیامک داد جوابی ندادم...گوشی رو سایلنت کردمو خوابیدم

      چند روز بعد اومد گفت نوبت مشاور گرفتم با هم بریم...پرسیدم مشاوره چی؟

      گفت برای مشکلات و اختلافمون

      گفتم تو چقدر احمقی ..اولا مشکلات نه و مشکل ، چون مشکل الان همون تهمتیه که زدی

      دوما مشاور چ غلطی برات میکنه؟بهت میگه تهمت نزن توم میگی چشم ولی فرداش همون آش و همون کاسه

      گفت نوبت گرفتم پولشم دادم

      گفتم خب چون احمق و نادونی

      گفت چرا دایم بهم توهین میکنی؟

      گفتم عشقم میکشه ، همونطور که تو دایم بهم تهمت میزنی ..درضمن بیان حقیقت ، توهین نیست..تو یه نادون و متوهم هستی...

      گفت پس نمیری؟

      گفتم نه..نیازی نیست...قضیه بسیار ساده هست...یا سند و مدرک میاری برای تهمتی که بهم زدی و من بابت این خیانت ازت معذرت خواهی میکنم و توم میتونی ببخشی یان...یا هم اشتباهتو قبول میکنی و اعتراف میکنی که ب من تهمت زدی و معذرت خواهی میکنی

      گفت اووووه تو هنوز درگیر اون مساله ای؟

      گفتم اره ...چرانباشم؟مگه یادت رفت که گفتم آدمت میکنم..فکر کردی مساله ی کم اهمیتیه تهمت زدن؟

      شبا دیر میرفتم خونه و انگار وجود نداشت برام

      حالا اون همش میخواست بهم نزدیک بشه و توجه کنه که این رفتاراش بدتر عصبیم میکرد

      ی روز دیدم پدر و مادرشو اورده

      پدرش گفت مجتبی مشکلت چیه با دخترم؟بعدم شروع کرد به نصیحت کردنو و تعریف کردن از گذشته ی خودش...

      حرفشو قط کردمو شروع کردم..گفتم این خزعبلاتو تموم کن تو اگر پدر درستی بودی دخترت ب مردم تهمت نمیزد...

      پدرش گفت تو بی تربیتی ..پدرت انسان محترمی بود ولی تو نه...

      گفتم اسم پدرمو نیار...پدرِ خودت بهت تربیت یاد نداده که اینو تحویل من دادی که تهمت میزنه...بحثمون حسابی بالا گرفت...خانم که هوای پدرشو گرفت ولی مادرش هی میگفت صلوات بفرستین دعوا نکنین اروم باشین

      به پدره گفتم از خونه ی من برو بیرون...بجای اینکه دخترتو ادب کنی که ب مردم تهمت نزنه اومدی از من طلبکاری؟...هرری

      خانم گفت مودب باش با پدرم درست صحبت کن

      پدرش رو به خانم کرد گفت دخترم تو به شوهرت تهمت زدی؟ چی گفتی بهش؟

      خانم هم با کمال پررویی گفت نبخدامن چیزی نگفتم

      گفتم خدا دهنتو بشکونه..تو تهمت نزدی؟کدوم آشغالی بود گفت چرا با دخترا دوست شدی؟ میخوای یه فحش ابدار بذارم وسط برای دروغگو؟؟

      گفتم حاجی هر وقت دخترت واس تهمتی که ب من زده دلیل و مدرک اورد شما هر چیزی خواستی بهم بگو..وگرنه باید از من معذرت خواهی کنه...من از این تهمت نمیگذرم خصوصا که با کمال وقاحت ، حاشا هم میکنه

      مادرش گفت پسرم حالا نسرین یچیزی گفته اشتباه کرده شما ببخشش شما گذشت کن..چرا انقدر خودتو ناراحت میکنی اخه؟شما که عاشق هم بودین

      سکوت حکمفرما شد و ....

      انتالیا

      ای قوم به آنتالیا رفته کجایید کجایید

      معشوق همین جاست بیایید بیایید

      معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار

      در ترکیه سرگشته شما در چه هوایید

      گر صورت بی‌صورت معشوق ببینید

      هم خواجه و هم خانه و هم فرنگ شمایید

      ده بار از ارومیه به قونیه برفتید

      یک بار از این خانه بر این بام برآیید

      ملک غرب لطیفست نشان‌هاش بگفتید

      از خواجه آن خانه نشانی بنمایید

      یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید

      یک گوهر جان کو اگر از بحر کلاسید

      با این همه آن رنج شما گنج شما باد

      افسوس که بر گنج شما پرده شمایید


      همونها که به عید قربان ایراد میگیرن الان تو جاده چالوس و شمال دارن جوج و کباب و شیشلیک میزنن[خنده]

      عروسی لاکچری

      یعنی خدا لعنت کنه کسانی رو که جشنهای عروسی لاکچری میگیرن.

      کلی خرج و تجملات و ارکست و تالار و پول پاشی و عقد آریایی و کوفت وزهرمار فقط واس کلاس گذاشتن...

      شاید یه عده احمقه روشنفکر نما بیان بگن بخودشون مربوطه...

      نخیر این چیزا اصلا بخودشون مربوط نیست...ترویج این چیزا اونم تو ملت جوگیر و مد پرستی که ما داریم ، مانعی بر سر راه ازدواج پسرهاست

      الان همون دختر گدا هم توقع داره براش جشن آنچنانی بگیری..در واقع اولین شرط ازدواجشونه خاک بر سرها

      همون پولو که صاحبای تالارو و ارکسترها و ارایشگرها رو پولدار میکنین بدین به یک خیریه یا یه مستاجر یا یه بدهکار یا زندانیان مهریه و مالی...هم مانعی بر سر راه ازدواج دیگر جوانها نمیشی هم خیر و برکت اینکار حتما تو زندگیت میاد

      یا حداقل اون پولو برای خودت پس انداز یا سرمایه گذاری کن

      عقد اریایی : یه مراسمیه که چند تا جمله رو داماد و چند تا جمله رو عروس میگه یک کلمه یا حرف عربی هم توش نیست همش فارسیه

      نه قانونی هست و نه شرعی

      گفتن این چند تا جمله و بقول خودشون سوگند یاد کردن ، تضمینی برای اون ازدواج هم نیس

      دلیل برگزاریش : معلومه دیگه کلاس گذاشتن

      چ چیزا مد میشه خدایی

      رقص

      تماشای رقص عربی یا belly dance که بهش رقص شیمی هم میگن یکی از سرگرمیهای منه..

      واقعا قشنگه

      خصوصا خانم الاکوشنیر و خانم کاساندرا فاکس که فوق العاده هستن در این مدل...

      تمام کلیپهاشونم دارم

      تغییرات نسلها

      تو دهه های اخیر چقدر سبک زندگی و اوضاع مملکتمون عوض شده

      در دهه شصت که تحت تاثیر جنگ عراق علیه کشور ما بود و همه ی مردم (اعم از زن و مرد و پیر و جوان)همدل و همراه بودن تا از همدیگه و کشور عزیزمون مراقبت کنن..ساده زیستی و فعال بودن روش زندگیه اغلب مردم بود

      دخترها از همون بچگی تحت تعلیم وآموزش درست مادرها و مادربزرگها قرار میگرفتن و انواع و اقسام هنرهای خانه داری رو یاد می گرفتن و درهمان نوجوانی واس خودشون کدبانویی بودن تمام عیار..

      پسرها هم اغلب با پدراشون کار میکردن یا در تابستان مشغول شاگردی در مغازه ها و کارگاهها بودن...اغلب خونه ها درشهرها هم حیاط دار با حوضی وسط حیاط بود و در روستاها هم دیوار و دروازه وجود نداشت و دید و بازدیدها خیلی زیاد بود و مردم دایما همو میدیدن و از حال هم خبر داشتن ...گاها پدربزرگها و مادربزرگها هم با بچه هاشون زندگی میکردن و جوانها هم خیلی زود ازدواج میکردن

      دهه هفتاد

      در این دهه اغاز تجمل گرایی و رفاه طلبی بود و البته شروع ساخت و ساز و صنعت و رونق تولید و اشتغال

      شکاف طبقاتی هم از همین دوران شروع شد

      البته نوار و ضبط و کاست هم مثل دهه شصت هنوزم مهمان خانه ها و ماشینهای مردم بود

      دوران به یاد ماندنیه سریالها و کارتنهای تلویزیونی هم در این دهه بود

      دهه هشتاد

      تجمل گرایی و رفاه طلبی در این دوران بسیار تشدید شد بخاطر اومدن ماهواره و اینترنت به زندگیه مردم...شکاف طبقاتی بسیار زیادد شد و خانه ها بیشتر اپارتمان نشینی در شهرها شد و در روستاها هم حیاطها همه دیوار کشی شدن و دید و بازدیدها کمتر شد...قیافه ها و پوششهای عجیب و غریب و ظواهر اجق وجق در این دوره هویدا شد در سطح جامعه

      ولی تلویزیون هنوز مردمو سرگرم میکردبا برنامه های خوب...هر چند ظهور اینترنت و ماهواره خیلی تغییرات ایجاد کرد در سبک زندگیه مردم