غیرت

جام جهانی کشتی تموم شد و کشتی گیرامون علی رغم شروع بسیار خوبی که داشتن نتونستن خوب نتیجه بگیرن هر چند زحمتشونو کشیدن ...دمشون گرم

یه هموطن وقتی در میادین جهانی شرکت میکنه باید حمایت بشه ..متاسفانه خیلیا ارزوی باخت کشتی گیرامونو داشتن و از باخت اونها ذوق مرگ و خوشحال شدن

واقعا جای تاسفه این بی غیرتی...ورزشکاری که با کمترین امکانات و تحمل بیشترین سختیها خودشو ب این سطح میرسونه که نام ایران رو بالا ببره بعد بعضیا خدا خدا کنن که ببازه

من خودم مازندران مهد کشتی بزرگ شدم هر چند کشتی گیر نبودم ولی از نزدیک با تلاشها و زحماتشون اشنام

یادم نمیره اصغر بذری تو کوله پشتیش سنگ میذاشت و میرفت بالای کوه تا تمرین کنه

کشتی گیرا زحمتها و رنجها میکشن تا به موفقیت برسن...نامردی و بی غیرتیه که خوشحال بشیم از باختشون

باز خوبه نساجی بازیشو دیشب برد و مشت محکمی بر دهان بی غیرتای بی اصل و نسب زد

بعد میگن نساجی ب کشتی ربطی نداره

اتفاقا خیلیم ربط داره..هر دو نماینده ی ایرانن...نمیتونی یجا (کشتی) دشمن ایران باشی و از باخت هموطنت خوشحال بشی و در جای دیگه(فوتبال) طرفدار ایران باشی..خواروبار فروشی که نیست سوا و دستچین کنی

یک ایرانیه با غیرت همیشه و همه جا طرفدار هموطنشه

قبلنا زیر پستام این جمله رو مینوشتم :

ایرااااااان سربلند ، ایراااااانی سرفرار ، پرچم زیبای سه رنگ ایرااااان ، هماره برافراشته باد

تمرین و تهران و درامد

فتوشاپ رو یه چند روزی نتونستم تمرین کنم چون سرم شلوغ بود..هر چند تا حدود زیادی به عنوان یه اپراتور یادش گرفتم..

از امروز شروع کردم به یاد گرفتن اکسل و البته ادامه دادن تمرین فتوشاپ...البته اکسل در مقایسه با فتوشاپ ، بسیار اسونتره خصوصا اینکه ورد رو بلدم...ورد که بلد باشی بقیه ی مایکروسافت یاد گرفتنش چیزی نداره

این نرم افزارها فان محسوب میشه تو دنیای امروز و اگر کسی بلد نباشه عملا کم سواد محسوب میشه..اکسل زیاد برام کاربردی نداشته ولی دوست دارم کامل یادش بگیرم

اینایی که تو تهران و شهرهای بزرگ هستن و از کودکی دنبال علوم و فنون روز دنیا نرن واقعا احمقن..هم خودشون و هم خانواده هاشون

یه شهرستانی برای اینکه تو یه مجتمع فنی اموزش ببینه باید بیاد تهران و مشکل اسکان و خیلی چیزای دیگه پیدا میکنه ولی ی تهرانی اصلا چنین مشکلاتی نداره...از بچگی بری دنبال یادگرفتن علم روز مثل اندروید و ساخت اپلیکیشن ، زمان بزرگسالی دیگه نیازنیست در به در دنبال کار و پول بگردی...عمرتم هدر ندادی

شهرهای بزرگتر امکان پیشرفت بیشتری هم برای افراد داره...برای بزرگ شدن باید دنیاتم بزرگ باشه

البته منظورم این نیست که تو شهرای کوچیک انسان پیشرفت نمیکنه....پیشرفت میکنه ولی کمتر...

الان دو سه تا از بچه محلهام رفتن تهران یه خونه کوچیک حاشیه تهران اجاره کردن و هر کدومشون یه موتور دارن با یه کلاه کاسکت...

کلی هم درامد دارن

حالا تو شهرستان با یه موتور گوزم بهت نمیدن...چون ظرفیتش نیست و کاربردی نداره

تعطیلات

کاش الان شمال بودم‌...

خیلی دلم تنگ شده..اولین تابستونیه که شمال نیستم و اصلا نرفتم...

شهریور از قدیم برام یجوری بود...خیلی دوسش نداشتم زمان مدرسه...چون تعطیلاته تابستونی میفتاد تو سرازیری..

تعطیلاته این چند روز ،بهترین فرصت برای شمال رفتن بود...

تهرانیا که مثل همیشه جاده های جنوبیه مازندرانو از دیشب دچار ترافیک کردن خخ

میان شمال جوج میزنن بقول خودشون

دبیرستان پسرانه

دبیرستانهای پسرانه واقعا قتلگاه معلمانه...خصوصا هنرستانهای فنی و کاردانش

از بس وحشی هستن

من هنرستانی فنی درس خوندم تو دهه هشتاد...افتضاح بود

راست راست سوار هم میشدن..

البته من خیلی ساکت و مودب بودم..اونم تو وحشی ترین مدرسه و کلاس شهرستانمون

کارایی میکردن که واویلا...

اون زمان ابتدایی پنج ساله بود..بعدش راهنمایی سه ساله

بعدم دبیرستان سه ساله...که سال اول دبیرستان عمومی و انتخاب رشته بود

فقط بچه های نظری بعده دیپلمشون باید یکسال پیش دانشگاهی میخوندن که بتونن کنکور بدن و برن دانشگاه

سال اول دبیرستان خب روستا بودم و بچه های دوم سوم هم انسانی بودن..مدرسه ی اروم و بی حاشیه ای بود

معلما هم خیلی راضی بودن

ولی سال دوم رفتم شهرستان که هنرستان درس بخونم ..افتضاح بود

خصوصا کلاس ما دو تا دانش اموز تکواندو کار و وحشی بودن قد یکیشون دومتر میشد اگر ب کسی لگد میزدن با ی ضربه میکشتنش

خیلیم برش داشتن..یکیشون برادرزاده ی بخشدار شهرستانمون بود

با معلما درگیر میشدن جلو معلما تف مینداختن با یه معلم تو کارگاه یقه ب یقه شدن..بچه ها رو میزدن..ما که دوم بودیم ، سومها خیلی گانگستر و هیکلی و با ابهت بودن ، ما اصلا جرات نداشتیم طرف سالنشون بریم..ولی همین همکلاسیه وحشیمون میرفت چک و لگدشون میکرد سومها رو..

یعنی وضعی بود بیا و ببین..مدیر و معاونم که بی خاصیت.نمیتونستن اخراجشون کنن

معلما عاصی بودن...

یروز زنگ کلاس خورد و همه اومدیم تو کلاس، بعد همین وحشیه که اسمش ارسلان بود یه لگد محکم ب در کلاس زد و در چفت شد به لولا..

گاهی اینکارو میکرد که معلم نتونه بیاد تو‌کلاس و وقتش گرفته بشه

بعد معلم اومد هر چی با در کشتی گرفت در باز نشد که بیاد تو کلاس...یه نیم ساعتی درگیر بود پشت درخخ

بعد رفت مدیر و‌معاون اموزشی و معاون فنی و معاون سال سوم‌ رو اورد با پیچ‌ گوشتی و انبردست با بدبختی در رو باز کردن

بعدش معاون فنی مون که یه مرد باتجربه بود اون رد کفش رو نگاه کرد بعدم همه ی کف کفشهامونو نگاه کرد

ولی به یه بیگناه گیر دادن خخخ

ما هم که جرات نداشتیم بگیم کار کیه چون عاقبت خیلی بدی در انتظار مخبرها بود

بعده تعطیلات نوروز ، ارسلان یه چند روزی نیومد..خبر اومد که یه مرد رو‌چک و لگد کرده و بازداشت شده ولی ازاد شد

یبارم صندلی منو گرفت و ب عقب کشید کله پا شدم تو کلاس...اون زمان هیچی نگفتم

اگر الان کسی با من همچین کاری کنه ناموس واسش نمیذارم بعدم شکایت..

سال بعدش خوشبختانه یکیشونو اصلا ثبت نام نکردن اون یکیم خودش نیومد..

وضع کلاسمون بهتر شد و اون مدرسه ی کوفتی تموم شد و دیپلم فنی گرفتم...

الانم

امیدوارم هر دوشون مرده باشن اون حرومزاده ها

واقعا خیلی سخته شغل معلمی...خصوصا در دبیرستانهای پسرانه

فقط ی توصیه ب دانش اموزا میکنم ..اگر واقعا همچین اشراری با شما همکلاس هستن و اذیتتون میکنن رحم نکنید برید کلانتری شکایت کنید...رودربایسی و تعارف نداره...دانش اموز باید امنیت جانی و روانی داشته باشه

معلم و مدیر و معاون و اموزش پرورش همه بی خاصیتن...فقط شکایت و کلانتری...بدون هیچ گذشتی تا اخرشم وایسا

اون زمان ما اصلا فکرمون ب این چیزا قد نمیداد که از حق خودمون دفاع کنیم

شکایت که بکنی دیگه جرات ندارن اذیتت کنن چون دوباره میری و شکایت میکنی و جرم دوم عاقبت بدتری برای طرف داره

کندرومالاسی زانو

کندرومالاسی زانو در واقع نرمی غضروف زانو هست که باعث عوارضی در قسمت زانو میشه

من سالهاست که این مشکلو دارم و گاها اذیتم میکنه

از دو سه هفته پیش زانوی راستم تق تق صدا میداد و درد میکرد تا اینکه سه روز پیش صبح که بیدار شدم دیدم هم ورم کرده و هم درد شدیدی داره

خیلی نگرانم کرد برای همین غروبش رفتم پیش متخصص که بدون اینکه زانومو نگاه کنه mri نوشت

رفتم بیمارستان ام ار ای نوبت بگیرم مسیولش گفت خرابه و مشخص نیست کی درست بشه

دویاره رفتم پیش دکتره و گفتم قضیه اینجوریه...گفت شهرهای دیگم میتونی بری..گفتم نوبت الان نمیشه درد زانو منو کشت..گفت مسکن بخور

خوشبختانه از فرداش درد و ورم زانوم کمتر شد..الانم کمی درد دارم ولی خیلی بهترم

بین کشکک زانو و استخوان ران ، یه لایه غضروف هست که اگر از زانو زیاد کار کشیده بشه اون غضروف ضعیف میشه و کشکک روی استخوان ران ساییده و باعث درد میشه

درد و صدای تق تق در زمان خم و راست شدنه زانو از علایم این مشکل هست

راه درمانشم تزریق و یا در موارد حاد جراحی هستش..