دبیرستانهای پسرانه واقعا قتلگاه معلمانه...خصوصا هنرستانهای فنی و کاردانش
از بس وحشی هستن
من هنرستانی فنی درس خوندم تو دهه هشتاد...افتضاح بود
راست راست سوار هم میشدن..
البته من خیلی ساکت و مودب بودم..اونم تو وحشی ترین مدرسه و کلاس شهرستانمون
کارایی میکردن که واویلا...
اون زمان ابتدایی پنج ساله بود..بعدش راهنمایی سه ساله
بعدم دبیرستان سه ساله...که سال اول دبیرستان عمومی و انتخاب رشته بود
فقط بچه های نظری بعده دیپلمشون باید یکسال پیش دانشگاهی میخوندن که بتونن کنکور بدن و برن دانشگاه
سال اول دبیرستان خب روستا بودم و بچه های دوم سوم هم انسانی بودن..مدرسه ی اروم و بی حاشیه ای بود
معلما هم خیلی راضی بودن
ولی سال دوم رفتم شهرستان که هنرستان درس بخونم ..افتضاح بود
خصوصا کلاس ما دو تا دانش اموز تکواندو کار و وحشی بودن قد یکیشون دومتر میشد اگر ب کسی لگد میزدن با ی ضربه میکشتنش
خیلیم برش داشتن..یکیشون برادرزاده ی بخشدار شهرستانمون بود
با معلما درگیر میشدن جلو معلما تف مینداختن با یه معلم تو کارگاه یقه ب یقه شدن..بچه ها رو میزدن..ما که دوم بودیم ، سومها خیلی گانگستر و هیکلی و با ابهت بودن ، ما اصلا جرات نداشتیم طرف سالنشون بریم..ولی همین همکلاسیه وحشیمون میرفت چک و لگدشون میکرد سومها رو..
یعنی وضعی بود بیا و ببین..مدیر و معاونم که بی خاصیت.نمیتونستن اخراجشون کنن
معلما عاصی بودن...
یروز زنگ کلاس خورد و همه اومدیم تو کلاس، بعد همین وحشیه که اسمش ارسلان بود یه لگد محکم ب در کلاس زد و در چفت شد به لولا..
گاهی اینکارو میکرد که معلم نتونه بیاد توکلاس و وقتش گرفته بشه
بعد معلم اومد هر چی با در کشتی گرفت در باز نشد که بیاد تو کلاس...یه نیم ساعتی درگیر بود پشت درخخ
بعد رفت مدیر ومعاون اموزشی و معاون فنی و معاون سال سوم رو اورد با پیچ گوشتی و انبردست با بدبختی در رو باز کردن
بعدش معاون فنی مون که یه مرد باتجربه بود اون رد کفش رو نگاه کرد بعدم همه ی کف کفشهامونو نگاه کرد
ولی به یه بیگناه گیر دادن خخخ
ما هم که جرات نداشتیم بگیم کار کیه چون عاقبت خیلی بدی در انتظار مخبرها بود
بعده تعطیلات نوروز ، ارسلان یه چند روزی نیومد..خبر اومد که یه مرد روچک و لگد کرده و بازداشت شده ولی ازاد شد
یبارم صندلی منو گرفت و ب عقب کشید کله پا شدم تو کلاس...اون زمان هیچی نگفتم
اگر الان کسی با من همچین کاری کنه ناموس واسش نمیذارم بعدم شکایت..
سال بعدش خوشبختانه یکیشونو اصلا ثبت نام نکردن اون یکیم خودش نیومد..
وضع کلاسمون بهتر شد و اون مدرسه ی کوفتی تموم شد و دیپلم فنی گرفتم...
الانم
امیدوارم هر دوشون مرده باشن اون حرومزاده ها
واقعا خیلی سخته شغل معلمی...خصوصا در دبیرستانهای پسرانه
فقط ی توصیه ب دانش اموزا میکنم ..اگر واقعا همچین اشراری با شما همکلاس هستن و اذیتتون میکنن رحم نکنید برید کلانتری شکایت کنید...رودربایسی و تعارف نداره...دانش اموز باید امنیت جانی و روانی داشته باشه
معلم و مدیر و معاون و اموزش پرورش همه بی خاصیتن...فقط شکایت و کلانتری...بدون هیچ گذشتی تا اخرشم وایسا
اون زمان ما اصلا فکرمون ب این چیزا قد نمیداد که از حق خودمون دفاع کنیم
شکایت که بکنی دیگه جرات ندارن اذیتت کنن چون دوباره میری و شکایت میکنی و جرم دوم عاقبت بدتری برای طرف داره
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 14:34 توسط مجتبی
|