مهارت

اون زمان که من دبستان و راهنمایی و دبیرستانی بودم اینترنت خیلی نبود شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک هم فیلتر بود و ما هم که اصلا نت نداشتیم..

اگاهی هم کم بود متاسفانه و دیدگاهها هم سنتی بود..همه میگفتن درس بخون دکتر بشی مهندس بشی معلم بشی خلاصه یجا استخدام بشی

ولی اصلا نمیگفتن همراه با درس یه مهارت هم یاد بگیر ، اگه از دوره ی راهنمایی سراغ یه مهارت خوب و کاربردی میرفتم الان همه چیز داشتم و از 9 میلیونی که دولت برام میریزه دلخوش نبودم که البته بازم خداروشکر که همینم هست..

همین الانشم برام دیر نشده ولی سخته چون شاغلم...

پسرهای امروزی متوجه این قضیه شدن که دانشگا رفتن فقط وقت و عمر و پول تلف کردنه..بنظر من بلا فاصله بعد از دیپلم باید مهارت یاد گرفت تو سربازی هم باید سعی کرد تو همون بخش فعالیت کرد

ولی دخترها خیلی دنبال مدرک گرایی هستن ، مدرک یه تیکه کاغذ پاره هست..حالا شاید در سالیان گذشته با ارشد و دکترا داشتن میشد باهاش پز داد ولی اونم دیگه امروزه خیلیا دارن و ارزشی نداره

دانشگاه هرگز مهارتی یاد نمیده فقط یه سری مباحث نظری هست که اونم فرد میتونه خودخوان مطالعه کنه کار سختی نیست

بعضیا کشته مرده مهاجرتن انگار اونور براشون فرش قرمز پهن میکنن اونجا طرف دکترا داره توی کافه کار میکنه بازم نمیتونه از پس مالیات و عوارض بربیاد..زن و مرد هر دو باید کار کنن و اصلا هم شوخی بردار نیست وگرنه داراییشون مصادره میشه مثل خونه یا ماشین..

فک میکنن تا رفتن اونور دیگه مثل مریم میرزاخانی میبرنشون استاد دانشگاه میکنن..نه این خبرا نیست ...خانم میرزاخانی نابغه جهانی ریاضیات بود که به اونجا رسید تازه خیلیم سختی کشید و در جوانی هم از دنیا رفت...اونجا یا باید پولدار باشی یا نابغه باشی که تحویلت بگیرن و مجبور نشی تو کافه ها و بارها مشروب سرو کنی براشون ویه شندرغازی بهت بدن.

دوستم سوید بود میگفت دقیقا به ما همون دیدی نگاه میکنن که ما به افغانهای محترم داریم تو کشورمون..مهاجر محسوب میشی مهاجر هم یعنی خارجی...

تو همین کشور خودمون اگر شعور و اگاهی و مهارتشو داشته باشی پول ریخته فقط باید نیاز مردم رو بشناسی و با مردم باشی تا موفق بشی

همین بلوچستان که محرومترین نقطه ایرانه یه روز رفته بودیم خونه همکارم که فروشگاه عمده فروشی هم داره..یه اقای میانسال با پراید قرازه اومد کلی جنس و خشکبار تو ماشینش بود

همکارم گفت ماشینشو نبین این خیلی پولداره از بیرجند اومده...از جکیگور از دستفروشا جنس میخره میاره تو مغازه ها و عمده فروشیا میفروشه کلی هم سود میکنه کارتخوان تو جیبشه فرت و فرت کارت میکشه خخخ با یه سرمایه ناچیز هم شروع کرده بود

البته روابط عمومیه بالایی میخواد که یه مهارته

خلاصه مهارت خیلی خوبه..باید از همون کودکی یا نوجوانی همراه با درس ، مهارت هم یاد گرفت

تحلیل بیت کوین

امشب نرخ بهره توسط فدرال رزرو اعلام میشه که 95 درصد سرمایه گذاران پیش بینی کردن 0.25 درصد کاهش پیدا میکنه..کاهش نرخ بهره سیاست انبساطی در اقتصاد هست که برای حمایت از مشاغل و جلوگیری از رکود انجام می گیره...

نرخ بهره در 18 سپتامبر نیم درصد کاهش پیدا کرده بود که قیمت تا 49 روز بعد که نرخ بهره ی بعدی اعلام شد از 60 هزار به 75 هزار دلار رسید یعنی افزایشی 25 درصدی...

نرخ بهره در 7 نوامبر 0.25 درصد کاهش پیدا کرد و قیمت بیت کوین تا امروز که 41 روز گذشته و زمان نرخ اعلام نرخ بهره هست از 76 هزار دلار به 107 هزار دلار رسید یعنی افزایشی 40 درصدی

واین گواه همون مطلب هست که نرخ بهره یکیاز عوامل مهم و تاثیر گذار بر قیمت ارزهای دیجیتال مخصوصا بیت کوین هست

نامردی

امروز صبح مدارس شهر ما با یکساعت تاخیر باز شدن..

صبح با ماشینم داشتم روستا میرفتم دیدم یه خانم معلم نشسته و خودشو جمع کرده چون هوا سرد بود

منم براش ترمز زدم گفتم اگه میاین من میرم

گفت منتظر همکارمم پنج دقیقه دیگه میاد

گفتم پنج دقیقه مشکلی نیست میمونم

بعد دو سه دقیقه همکارشم اومد و سوار شدن...

اینم بگم که وقتی از خونه حرکت کردم یه لنگ رو صندلی شاگرد گذاشتم چون تو روستا گردوخاک زیاده لنگ کاربرد زیادی داره سر و صورتو باهاش میپوشونیم..

قیمتش فک کنم سیصد چارصد تومنه..اینم بچه ها هدیه اورده بودن برام یادگاری بود

ولی من لنگ رو گذاشتم صندلی پشت دقیقا پشت صندلی راننده

بعد وسط راه تو یه شهری جلو مدرسه شون پیادشون کردم و رفتم روستا..ظهر تازه فهمیدم لنگ نیست.حتی خونه هم زنگیدم گفتن خونه نذاشتی

فهمیدم همون معلمه برداشته حرومزاده..راحت زیر چادرش کرده و برده

اخه بگو فاحشه ، تو سرما داشتی میلرزیدی مثل بز من سوارت کردم پنج دیقه منتظر همکارتم موندم تا بیاد و شصت کیلومتر شما رو اوردم تا جلوی دروازه ی مدرسه تون اونم بدون کرایه ، بعد اینه جواب خوبیه من؟؟

این نه تنها دزدی بلکه خیانته، درسته لنگ یه تیکه پارچه ست منتها یعنی تو وجدان نداشتی ؟کسی بهت خوبی کنه اینحوری با دزدی و بدی جوابشو میدی؟

اگه ی فرد عادی بود ناراحتیش کمتر بود ولی یه معلم اونم از نوع خانمش که همیشه اسوه ی مسیولیت پذیری و مهربانی و انسانیت و وجدان بودن چنین خیانتی یه جنایته ،

شماها چطور ب دخترای مردم درس میدین اخه، مطمینا نسبت ب دانش اموزا و مدرسه هم خیانت میکنین

جای همچین حرومی هایی در فاحشه خانه هاست نه اموزش پرورش..

تعطیلی

استانها تعطیل شدن

جالبه اینه استان ما همه شهراش تعطیل شدن جز شهر ما

قانون

مغازه دار هر روز صبح زود ماشین سمندش را در پیاده رو پارک میکند مردم مجبورند از گوشه خیابان رد شوند..

سوپرمارکتی نصف بیشتر اجناس مغازه اش را بیرون چیده راه برای رفت و آمد سخت است.

کارمند اداره وسط ساعت کاری یا صبحانه میل میکند یا به نهار و نماز میرود ویا همزمان با مراجعه ارباب رجوع کانالهای تلگرام و اینستاگرامش را چک میکند.

بساز بفروش تا چشم صاحب آپارتمان را دور می بیند لولها وکابینت را از جنس چینی نامرغوب می زند درحالی ک پولش را پیشتر گرفته است..

کارمند بانک از وسط جمعیتی ک همه در نوبت هستند. به فلان آشنای خود اشاره می زند تا فیش را خارج از نوبت بیاورد تا کارش راه بیفتد.

استاد دانشگاه هر جلسه بیست دقیقه دیر می آید و قبل از اتمام ساعت کلاس را تمام می کند جالبتر اینکه مقالات پژوهشی دانشجویان را به نام خودش چاپ میکند.

دانشجو پول میدهد تحقق و پایان نامه را کپی شده می خرد وتحویل دانشگاه می دهد تا صاحب مدرک شود.

پزشک بیمار را در بیمارستان درمان نمی کند تا در مطب خصوصی به او مراجعه کند و یا به همکار دیگر خود پاس می دهد تا بیمار جیب خالی از درمانگاه خارج شود.

همه اینها شب وقتی به خانه می آیند هنگامی که تلگرام را باز میکنند از فساد رانت بی عدالتی تبعیض و گرانی سخن میگویند و در اینستاگرام پست های روشنفکری را لایک میکنند.
همه هم در ستایش از نظم و قانون مداری در اروپا و آمریکا یک خاطره دارند اما وقتی نوبت خودشان می رسد آن میکنند که می خواهند.

جامعه با من و تو ما می شود قبل از دیگران به خودمان برسیم

عدم قضاوت

قبل از قضاوت کردن دیگران از خود سؤال کنید

سؤالات زیر می‌تواند قضاوت ما را نسبت به ارزش‌ها و نگرش‌هایی که نسبت به دیگران داریم واقع‌بینانه‌تر کند:

- آیا این نگرش یا ارزش صحیح است؟

- آیا به تمام حقایق مرتبط با آن دسترسی دارم؟

- آیا تنها بر یک یا چند بعد منفی تمرکز نکرده‌ام؟

- آیا به شیوه‌ای ناعادلانه به این فرد یا گروه برچسب نمی‌زنم؟

بررسی نگرش‌ها و ارزش‌ها با استفاده از سؤالات فوق، گام بلندی در جهت آگاهی از تعصبات و درنتیجه چالش با پیش‌داوری‌ها و قضاوت‌های ما نسبت به دیگران است.

«هر بار که به قضاوت دیگران می‌نشینیم در حال آشکار کردن بخش‌های شفانیافتۀ خویش هستیم.» (فریدریش نیچه)

خانم معلم ها

مسیری که شنبه ها سر کار میرم حدودا 90 کیلومتره و از شهر باید به روستا برم..البته همونجا میمونم تا اخر هفته

منتها وقتی شنبه ها با ماشینم ب خروجی شهر میرسم میبینم خانم معلمایی هستن که ایستادن برای ماشین تا برن ب محل خدمتشون...یعنی هم مسیر من هستن..و چند کیلومتر جلوتر یه پلیس راه و ترمینالم هست که اونجا مسافرا از اتوبوسها پیاده میشن که ماشین بگیرن کرایه هم میدن...

ولی خانم معلما کرایه نمیدن

حالا کدومشونو سوار کنم؟؟؟

مسلما مسافرا رو سوار کنم بهتره منتها یکی از این معلما شماره مو گرفته هر شنبه بهم پیام میده ترمینال منتظرم منم روم نمیشه دلمم نمیاد جوابش کنم...چون غیرتم اجازه نمیده یه خانم اونم معلم کنار خیابون شش صب منتظر ماشین باشه بعد من خالی برم..

چه مسافرایی از دستم در رفتن بخاطر سوار کردن این خانمه.

حالا روز اول مهر یادمه جلو خانم معلما ترمز زدم گفتم تا نوبندیان میرم اگر میاید ...یجوری چپ چپ نگام کردن و بعدم با یه زحمتی جواب دادن گفتن نه...

انگار من عسگر گاریچی ام

الان جالبه همونا منو شناختن وقتی از جلوشون رد میشم دستوک تکون میدن که وایسم براشون ، منم تو دلم میگم انقد وایسید که زیر پاتون علف سبز بشه..گازشو میگیرم میرم..حتی مسافر نباشه خالی میرم ولی اینارو سوار نمیکنم

ولی این خانوما هم نامردن خدایی...یه روز تو گرمای ظهر جنوب با ماشین پسرعموم داشتیم همین مسیر رو میرفتیم بعد چنتا خانم معلم کنار خیابون بودن یه پراید کهنه براشون ترمز زد اینا خواستن سوار بشن همون لحظه جلوتر یه کاپرا هم براشون وایساد..سریع راهشونو کج کردن رفتن شاسی رو سوار شدن...

...یر کردن پرایدیه بیچاره رو

ماشین من سمنده...زیبا جا دار مطمین

حدیث داریم که دخترای خوشگل و جوان و مجرد اگر سمند سوار بشن بدون حساب و کتاب به بهشت میرن.ب جان هوشنگ

ایسان

دیروز متوجه شدم تلویزیون دوباره سریال ایسان رو پخش میکنه...انقدر این فیلم زیبا و آموزنده ست که منی که مدتهاست اصلا نمیدونم کنترل تلویزیون کجاست رو مجاب کرد پای تی وی بشینم و ببینمش..

ایسان انقدر شخصیت والایی داشته که من با دیدن فیلمش مدتها اسم وبلاگمم ایسان گذاشته بودم که بخاطر گمراه کردن مزاحمین ادرسمو عوض کردم هر چند جدیدا متوجه شدم فردی با همون اسم وبلاگ ساخته ولی پستی توش نذاشته

ایسان یا همون جونگ جو ، بیست و دومین پادشاه چوسان (کره) بوده و حقیقتا شخصیتی انسان و والا و با فرهنگ و مدرن داشته که خدمات زیادی برای کشورش انجام میده و جایگاه و منزلت اجتماعیه فرودستان رو با فرادستان برابر میکنه و بعد از هزاران سال برده داری رو لغو میکنه

در واقع سریال ایسان داستانی واقعی از زندگیه یکی از پادشاهان چوسان هست ، البته بخاطر مهیج تر و احساسی تر شدن یکمی داستانهای عاشقانه و غیره هم بهش اضافه کردن

ولی این قضیه واقعیه که همسر دوم پادشاه یعنی بانو سونگ یون(که سابقا یک خدمتکار بوده) دو بار پیشنهاد ازدواج پادشاه رو رد میکنه...چه شجاعتی

این سریال اولین بار سال 90 در دوران دانشجوییم پخش مید یادش بخیر منو هم اتاقی و صابخونه مون شبها با هم نگاه میکردیم

البته یه سریال دیگه ای بنام دونگی هم بعدها پخش شد که داستانشم واقعیه و اتفاقا مربوط به ایسان هست چون دونگی واقعا مادرِ پدربزرگه ایسان بوده در واقعیت..اتفاقا تو فیلم ایسان هم پدربزرگه ایسان نام خانوادگیه مادرشو میگه و به ایسان یه انگشتر هدیه میده و میگه اینو مادرم بانو چوی (همون دونگی) بمن داده...

تو سریال دونگی هم اوایل اسم و فامیلیش( چوی) دونگی بود ولی بعدا بخاطر قضیه ی پدرش نام فامیلیشو تغییر داد و خودشو چان دونگی معرفی کرد...دونگی داستان فیلمش خیلی شبیه ایسانه ولی در کل فیلم ایسان قشنگتره

سخنان و اتفاقات سریال ایسان به هر اهل خردو تفکری درس زندگی میده

عمه ها

دخترا چرا انقدر با عمه ها و دختر عمه هاشون بد هستن؟؟

باز جالبه همون دختر عمه ها ، با دختر عمه های خودشون بدن

همینجوری سلسله وار میره...

شایدم بخاطر مادراشون که از خواهر شوهراشون بد میگن و دخترشونم تاثیر میگیره

تو مشهد یه خونه رفتم یه اتاق بگیرم کرایه کنم چند شب بمونم..زنه صابخونه و دخترش تا تونستن بدگویی کردن از عمه هه و دختراش...تا حد روسپیگری و فاحشه گری بهشون اتهام میزدن اونم جلوی منه مسافرو غریبه خخخ واقعیتم داره حداقل جلو غریبه ها نگین خب

هوای سرد

یعنی متنفرم از هوای سرد ، حالا باز خوبه اینجا بارون نمیاد وگرنه گل و لای و لجن هم به هوای سرد و لرزیدن اضاف میشد

کارتن خوابها و بی خانمانها چی میکشن خدا میدونه...تابستون پدر تمام غریبهاست ..هر جا باشی کفشاتو میذاری زیر سرت و زیر اسمون خدا میخوابی

ولی وای از پاییز و زمستون...

از وقتی از بیمارستان ترخیص شدم همش دچار مشکللتی هستم اولش که بدنم حالت سرخک مانند شد ..رفتم دکتر خوب شد

بعد گلو درد عجیبی سمت راست گلومو گرفت..اینم شربت و کپسول خوردم خوب شد

ولی بعدش سمت راست قفسه سینه م درد گرفته و هنوزم ادامه داره..خصوصا شبها بیشتر میشه..هم جلو و هم پشت کنار کتفم..امیدوارم از ریه نباشه

رمز دار

رمز خواستی پی پیام بده

ادامه نوشته

بلک فرایدی

چند روزی بود این کلمه رو زیاد می شنیدم البته برام مهم نبود که چیه..

ولی بعدش دیدم خیلی تو مجازی بهش پرداخته میشه

طبق معمول مردم جوگیر و همیشه در صحنه ی کشورمون که غرب رو مدینه ی فاضله و غربیها و کارها و رسم و رسوماتشونو همیشه تقلید میکنن... بلک فرایدی که تو امریکا و اروپا و چند کشور جوگیر دیگه مثه خودمون رواج داره

بلک فرایدی یعنی جمعه ی سیاه ولی اسمش هیچ ربطی که کاری که دراون انجام میشه نداره

بلک فرایدی روز تعطیل شکر گذاری امریکا تو همین اذر ماه هست که مغازه های ایالات متحده تخفیف ارایه میدن به مشتریاشون و از ساعت 4 صبح هم باز میکنن..

جمعه ی سیاه هم بخاطر شلوغیه بسیار زیاد خیابونها در دهه 70 میلادی در روز جمعه بوده که توسط پلیس امریکا نامگذاری شده حالا این نام چرا به حراجی ربط داده شده نمیدونم..

ما خودمون نوروز و تعطیلات و بازارهای نوروزی داریم نه تنها حراج نمیکنن بلکه گرونتر هم میکنن بخاطر اینکه تقاضا زیاده..الانم این بلک فرایدی تو ایران و روسیه اسما انجام میشه ولی تخفیفی در کار نیست...

از خرید درخت کریمس و ولنتاین و جشن تولد گرفتن (مبناش از مسیحیته) بگیر تا بلک فرایدی ...حالا سالهای بعد غسل تعمید و دعوا سر کاتولیک و ارتدکس و پروتستان بودن و برگزار کردن مراسم عشای ربانی هم ممکنه رواج پیدا کنه اینطور که داریم پیش میریم..به عقاید مسحیت جسارت نمیکنم ولی وقتی غیر مسیحیان این اعمال رو به نیت کلاس گذاشتن و ادا اطوار انجام بدن کاملا مخالفم

معلم دبستان

معلم بودن خیلی شغل سختیه..از نظر جسمی نه ولی از نظر اعصاب و روان و فشار کار خیلی ازار دهنده هست خصوصا تو دوره ی دبستان...قدیما خیلی راحت تر بود...معلم میومد درسشو میداد و میرفت کسیم جرات نداشت جیک بزنه تو کلاس..حتی زنگ نقاشی بی سر و صدا نقاشی میکشیدن

نه پوشه کاری بود نه روشهای متنوع تدریس و کاربرگ و اینجور مزخرفات..

بچه های امروزی اولا شش متر زبون دارن ، احترام به بزرگتر هم که صفر ، عقل و فهم در چیزای مثبت در حد جلبک ، ولی در یاد گرفتن چیزهای منفی استادن...

کوچکترین اخم یا تشر هم بکنی میدونی در جوابت چی میگه؟طلبکارانه میگه : من فردا مامانمو میارم پرونده مو میبرم...منم در جوابش میگم : به جهنم ببر ، یه زبون دراز کمتر کلاس ارام تر ..جای دیگه هم که بری برات فرش قرمز نمیندازن با این تربیت گهربارت

قدیما اولیا میومدن میگفتن در مورد بچه های ما اختیار تام داری میزنی میکشی فقط خوب درس بده ، الان مادره میاد میگه معلم به بچه ی من اخم کرده با احساساتش بازی شده خخخخ یا دختر دبیرستانی دیلدو ( آلت مصنوعی ) آورده مدرسه...خانم مدیر مدرسه با هزار استرس به پدرش اطلاع داده ..پدره اومده مدرسه به مدیر گفته به شما چه ربطی داره تو مسایل شخصیه دخترم دخالت میکنین...ب همین خوشمزگی

قدیم معلم اجر و قرب و ابهت داشت..فوق فوقش یه راهنما میومد تو کلاس از دو تا دانش اموز میپرسید و میرفت..الان از مدیر مدرسه و سرگروه آموزشی و راهنما گرفته تا رییس و معاون و کارشناس وباغبون اداره ی اموزش پرورش گله ای میان تو کلاس به معلم میگن درس بده ما ببینیم چطور درس میدی؟(جلوی بچه ها)

قدیم یه درس میدادن میرفتن..الان هم خودت هم کل دانش اموزا باید پوشه کار داشته باشین..برای هر درس باید طرح درس بنویسی نه اینکه از نت دانلود و پرینت کنی باید کاربرگ بدی..بازدید که میان اولین چیز پوشه کار معلمو نگاه میکنن..همه فک میکنن معلم ساعت دوازده رفت خونه دیگه میخوابه تا صبح فرداش..ن جونم اینطور نیس...اون روزی که تموم شده اگ امتحان گرفتی باید تصحیح کنی برگه ها رو..برای پنج زنگ فردات باید طرح درس بنویسی پرینت بگیری هم قبول نیس حتی برا ورزشم باید بنویسی..تمام درسای فردا رو پیش مطالعه کنی...اگر قراره امتحان بگیری سوال طرح کنی و یا کاربرگ اماده کنی تو مجازی هم برنامه های فردا رو بنویسی و پاسخگوی دانش اموزا و اولیاشون باشی حتی اگر دو شب زنگ بزنه یا پیام بده...یارو دو شب زنگ میزنه میپرسه فردا فلان کتاب چکار میکنی درس میدی یا میپرسی؟تا این حد

در حالیکه قدیم معلم یه دفتر نمره داشت اونم هیشکی حق نداشت نگاه کنه..مجازی پجازی کجا بود اون موقع

دانش اموز غیبت میکنه از معلم میپرسن چرا غیبت کرده...خخخ

دانش اموز هر تخلفی کرد حتی مدرسه رو اتیش زد هیچ مجازاتی در قانون براش تعیین نشده ولی اگر معلم حتی مشق تنبیهی بگه باهاش برخورد میشه اگر تنبیه کنه مثلا یه سیلی بزنه بی برو برگرد اخراجه ، که البته این اخراج برای معلما خیلی نباید مهم باشه چون بری شغل ازاد یا حتی دستفروشی کنی ده برابر از این یازده میلیون خاموزش چرترش بیشتر درمیاری کسیم بالا سرت نیس زبون درازی هم کنارت نیس...

و بالاخره اینکه امروزه معلم باید معلم باشه روانپزشک باشه کارگر باشه دکتر باشه پدر و مادر باشه و البته کمترین دستمزد رو م در دستگاههای اجرایی بگیره......

روز جهانی منع خشونت علیه زنان

امروز دوشنبه ۲۵ نوامبر روز جهانی منع خشونت علیه زنان هست ..در سال ۱۹۸۱ این تاریخ برگزیده شد و در سال ۱۹۹۹ در مجمع عمومی سازمان ملل ب عنوان روز جهانی تصویب شد...

دلیل این روز هم قتل خواهران انقلابی در دوران دیکتاتوری تروخیو در دومنیکن هست که از چهار خواهر , سه نفرشون ب قتل رسیدن و چهارمی هم ده سال پیش ب مرگ طبیعی از دنیا رفت..

نمیدونم روز منع خشونت علیه مردان هم انقد اهمیت داشته که سازمان ملل بیاد روز جهانی تصویبش کنه یا نه؟

ولی اینو میدونم که هیچ رسانه ای روز منع خشونت علیه مردان رو بازتاب نداد

ولی امروز که روز جهانی منع خشونت علیه زنان هست ماشالله تا دلتون بخواد تمام رسانه ها و کانالهای تلگرامی بهش پرداختن ...

دلیلشم واضحه...جنایت علیه مردان خوراک رسانه ای نداره

در هر حال خشونت در هر شکلی که باشه و بر جنس و سن و نژاد و جانداری هم که باشه محکوم هست

چون یه دوپا منو متهم ب زن ستیزی کرده بود این پست رو گذاشتم که بگم من نه مرد ستیزم و زن ستیز..ن مرد سالارم و نه زن سالار ..نه بچه سالارم نه بزرگ سالار ، من فقط انسان برام مهمه..انسان

خشونت علیه مردان

چند روز پیش یعنی ۱۸ نوامبر روز جهانی خشونت علیه مردان بود...هیچ رسانه ای هم ازش یادی نکرد

آمارها نشان می‌دهد که از هر ۴ زن، یک زن در معرض خشونت قرار می‌گیرد، در حالی‌که یکی از هر ۶ مرد با خشونت مواجه می‌شود.

بر اساس این آمارها، ۴۰ درصد از حوادث خشونت خانگی مربوط به مردان است، و از این تعداد ۲۵ درصد به مراجع ذی‌ربط اطلاع می‌دهند.

خشونت فقط فیزیکی نیست ، تحقیر شخصیت و توهین به افراد هم مصداق بارز خشونت قرار میگیره..

دوپاهای بیکار

یارو انقد بیکاره و تو وبلاگها میچرخه و تو بحر وبلاگ منه و هر روز مزاحم میشه و من گاها بخاطر مزاحمتهاش ادرسمو عوض میکردم..ولی باز سر و کله ش پیدا میشد ...انقد بیکاره که مطالب پستهای منو سیو و یا حفظ میکنه و یا شات میگیره که هروقت من ادرسمو عوض کردم بتونه با سرچ مطالبم ، ادرس وبلاگمو پیدا کنه و دوباره بیاد مزاحم بشه...یعنی تا این حد پیگیر و البته بیکار و بیعار خخخخ

سطح سواد واطلاعاتشم که در حد جلبک دریایی هم نیست...برام نوشته بود (خدا گفته) بهشت زیر پای مادرانه خخخ این جمله که یک حدیث جعلی از کتب درجه سه و چهار جماعت سنی مذهب هست رو در رد پست من ارایه میده...خخ البته این جمله اصلا نیاز به بررسی سندی هم نداره..برای کسی که دیدگاه انتقادی به مسایل داشته باشه ریز بین باشه عوام نباشه متنش هم چرته...بهشت زیر پای مادرانه یعنی تمام مادران بهشتی اند؟؟؟ پس هر زنی که بچه زاییده مجوز هر جنایتی داره ؟هرکاری کرد هر غلطی کرد میره بهشت؟فقط بخاطر اینکه مادره؟

مثل اینه بری بهشت خدا بهت یه کاخ بده بعد از پنجره ی کاخت بیرونو نگاه کنی ببینی اون زنیکه ی آدمکش و آدمخور آنگ سان سوچی هم بهشتیه و خدا بهش یه کاخ داده...ازش میپرسی سوچی جون تو که اینهمه ادم کشتی چجوری بهشتی شدی؟ سوچی در جواب میگه نادون مگه نمیدونی بهشت زیر پای مادرانه منم تو دنیا مادر بودم بچه بدنیا اوردم ..الکساندر و کیم رو زاییدم..

بعد تو میگی اها که اینطور دمت گرم...خوش باش پس...

خخخخ

بگذریم..

حالا این یارو فک میکنه من نمیشناسمش..تو دنیای وبلاگ نویسی بد نام تر از این فرد وجود نداره..اجوزه ی هزار داماد

جای تاسف داره که همچین نجس و فاحشه ای میاد وب من...

باید وبمو ببرم کارواش با وایتکس و اب ژاول و جوهر نمک غسلش بدم تمیز بشه خخخ

گلو درد یک طرفه

این گلو درد چی بود یهو سراغم اومد که البته فقط سمت راست گلومو در گیر کرده ...دیشب با اب نمک و اب ولرم و ابلیمو محلول کردم قرقره کردم یه اموکسی سیلین هم خوردم الان خیلی بهترم

اموکسی سیلین و اب نارنج مثل اب رو اتیشه برا گلود درد...حیف که نارنج جنوب گیر نمیاد..شمال که قدم به قدم نارنج فراوونه

نه اب سرد خوردم نه جلو کولر نشستم هوا هم که گرمه..اخه گلو درد عنه؟

فمینیست

عقل فمینیستای ایرانی :

ما فمینیست هستیم ...

حجاب و اسلام نماد تحجر و عقب ماندگیه..

قوانین اسلام ضد زنه..

...

ولی مهریه و نفقه و حق حبس ، حقمونه از شیر مادر بهمون حلالتره

خخخخخخخخخ

فکر کردن اسلام مغازه ی تره باره هر چی به نفعشونه سوا کنن بگن خوبه برامون اینو میخایم اونو نمیخایم

فمینیستای ایرانی هر چی حق و حقوق و امتیاز که اسلام براشون در نظر گرفته میخوان و هم هر چی حق و حقوق و برابری که نظام سکولار براشون تعیین کرده رو میخوان

دوست دارن هم از توبره بخورن هم از اخور