دوست
دخترم : بابا من با یه پسر دوست شدم ، از نظر شما اشکالی نداره ؟
من : نه دخترم ، چه اشکالی داره ، دوستی که خوبه ، دشمنی بد هست ،
دخترم : یعنی بابا شما مخالف دوستیم نیستی ؟ ناراحت نشدی ؟
من : معلومه که مخالف نیستم ، ناراحتم نشدم ، تو میتونی با هر کسی که میخوای دوست بشی ، ولی سعی کن دوستاتو طوری انتخاب کنی و با کسانی دوست بشی که هم سطح تو باشن و شان و شخصیت داشته باشن
دخترم : بله چشم بابا ، حتما مواظبم با کیا دوست بشم
من : آفرین دختر قشنگم ، حالا میتونی دوستتو به خونه مونم دعوت کنی تا همه مون باهاش آشنا بشیم
دخترم : وای بابا جدی میگی ؟ یعنی میتونم بیارمش خونه ؟
من : بله ، چرا که نه ، خوشحال میشم باهاش آشنا بشم ، فقط دخترم چون دوستت یه پسر هست ، باید حریمت رو باهاش حفظ بکنی ، تا ضربه نخوری
دخترم : بله بابا حواسم هست ، اونم پسر خوبیه ، حالا دعوتش میکنم بیاد شما خودتون ببینینش از نزدیک
دخترم : ولی بازم باورم نمیشه شما عصبانی نشدین و مخالفت نکردین
من : عزیزم صرف دوست شدن که عصبانیت نداره ، همه ی ما انسانها خصوصا در دوران نوجوانی و جوانی علاقه به دوستی داریم ، این یه نیاز فطریه ، منتها اون حریم باید حفظ بشه ، درضمن اگر من مخالفت کنم ،
بخاطر اون نیاز فطری ، مسلما تو بصورت مخفیانه با اون پسر دوست میشی که خب خیلی ممکنه عواقب داشته باشه
اگر من منعطف برخورد کنم ، تو حرفهاتو راحت صادقانه بمن میگی و چیز مخفی ای هم باقی نمیمونه ، روابط و دوستیهاتم تحت نظارت و مشورت ما بزرگترا هست که یه وقت خدای نکرده آسیب نبینی..
دخترم : پس غیرت چی ؟
من : عزیزم ، غیرت به رگ گردن کلفت کردن و داد و بیداد و چک و لگد کردن سر بریدن با داس و اره نیست
غیرت یعنی یه پدر برای دخترش امنیت و آرامش به ارمغان بیاره ، عشق و عاطفه رو در وجود دخترش زنده کنه
اگر من بیام با خشونت و وحشیگری برخورد کنم ، جسمتو محدود کردم ، آیا میتونم روح و روان و احساست رو هم محدود کنم ؟ آیا تو نسبت به دوستت بی احساس و سرد میشی ؟ نه اتفاقا بلکه از من دورتر و به دیگران نزدیکتر میشه و غصه میخوری و من از ترس اینکه تو رو از دیگران دور و حفظ کنم ، خودم بدترین آسیبها رو بهت زدم
غیرت این نیست ،
غیرت یعنی ارمغان امنیت و آرامش برای خانواده دخترم