معاون دبیرستان
اول دبیرستان که بودم یه معاون مدرسه داشتیم بنام اقای محمدی خیلی ادم خوبی بود...اخرین سال خدمتش هم بود تو جیبش حتی یه کیف پول نداشت و بجاش یه تیکه از پوشه رو تا کرده بود و مدارک و پولاشو داخلش میذاشت
اکثر دانش اموزای دبیرستانمون هم از قشر محروم جامعه و روستایی بودن...
دبیرستان یه ساندویچی داشت که که قیمت هر ساندویچ 200 تومان بود (سال 85) و اکثرا بچه ها از جلوش با حسرت رد میشدن ...خیلی غم انگیز بود
بعد این معاونمون اقای محمدی این صحنه ها رو که میدید به بچه ها پول قرض میداد تا برا خودشون ساندویچ بخرن...
منم یبار ازش قرض گرفتم و یکی دو روز بعد پس دادم...
خودشم مشخص بود وضع مالی چندان خوبی نداشت ...نه ماشین داشت و نه حتی کت شلوار میپوشید مثل بقیه همکاراش...لباسا و ظاهر خیلی ساده ای داشت
سال تحصیلی که تموم شد درست چند روز بعد از بازنشستگیش تو یه تصادف شدید فوت کرد و مرحوم شد...
تازه می خواست از بازنشستگیش لذت ببره که خب اجل مهلتش نداد
چ بگم از خوبیهاش...؟
فقط اینو میدونم که دعای صدها جوان پشتش هست...
خدا بیامرزدش و روحش شاد