نت

خواهشا نت رو قطع نکنین

خیلیا با همین نت از حال هم خبر دار میشن ،

لینکها

سلام

لینکها رو گذاشتم

فقط اون خانمایی که محجبه بودن رو با صطلاح سرکار خانم نوشتم که احترام بیشتری بهشون گذاشته باشم

نابود باد اسقاطیل و طرفداراش

اسقاطیل

اینایی که از داشاق نتانیاگوه و اسقاطیل بالا میرفتین و ذوق میکردین که فلسطینی ها رو تیکه پاره میکنه

تحویل بگیرین ، باباتونو جمع کنین ، تمام تاسیسات و زیر ساخت هامونو دارن میزنن مردمو میکشن

دم ایرانی گرم که داره با موشک بمبارانشون میکنه ، ان شالله نابود بشن

نام خانوادگی

بعضیا به این ایراد میگیرن که چرا فامیلی بچه ها همیشه به فامیلی پدر ثبت میشه..

هر چند چیز مهمی هم نیست که بخوایم بگیم تبعیض هست ، خب اگر ب فامیلی مادران ثبت میشد بازم میگفتن تبعیضه

ظاهرا قضیه اینه که اولین انسانی که خلق شد آدم ابوالبشر بوده که پدر تمام انسانهاست ،

شاید هم به نحوه ی تولید مثل و آمیزش انسانها ربط داره که قدیما اشتباها فکر میکردن مرد اب خودشو در رحم زن تزریق و همون اب تبدیل به جنین و زن باردار میشه ، و از لقاح و نقش تخمک و این چیزا خبر نداشتن و فکر میکردن زن فقط نقش حمل رو داره برا همین بچه رو با نام فامیلی پدر صدا میزدن یا ثبت میکردن

بعضی مردان در زمان رابطه با همسرشون برای اینکه بارداری شورت نگیره یه کاری میکنن که اشتباهه ، و شرعا باید دیه النطفه بدن اگر بدون رضایت زن باشه ، کاری که انجامش باعث سردی جنسی در مرد هم میشه ،

مرگ

دوسه روز پیش از پرسه ی پسرا با موتورهاشون و تک چرخ زدنهاشون جلو دبیرستان دخترانه نوشته بودم که خیلی خطرناکه کاراشون ...

دو ساعت پیش جلوخونه مون یه پسره با سرعت تک چرخ زد و افتاد رو زن همسایه مون که داشت میرفت نون بخره ، زنه با صورت پرت شد و خورد به جدول و جا به جا فوت شد...😔😔😔😔

یه زن بی ازار و خوش اخلاق با وحشی بازیه این جماعت الدنگ ، رفت زیر خاک..

خدا رحمتش کنه ..

وابستگی

چند سال پیش یه موضوع احساسی و وابستگی شدید به یه دختر خانم برام به وجود اومده بود

واقعا دوران شیرینی بود ، حیف شد

هیچوقت ب کسی انقدر علاقمند و وابسته نبودم ، نمیشه اسمشو عاشق شدن گذاشت ولی وابستگیه شدید بود

با کمتر کسی میتونم در موردش صحبت کنم

نونوایی

قدیما یادمه روستامون یه نونوایی داشت اونم اکثرا شلوغ بود ولی تو روستای همحوار ما و یا شهرها نونواییا خلوت بودن

از زمانی که طرح هدفمندی یارانه در زمان احمدی نژاد اجرا شد همه نونواییا خلوت شدن ، حتی یادمه انقد خلوت بودن که صاحبای نونواییا ، خودشون خونه مردم نون میبردن تحویل میدادن

تا اخر دولت روحانی ب همین منوال بود که وقتی اقای رییسی اومد یهو تمام نونواییا بصورت افتضاح شلوغ شدن

سیستان بلوچستان البته تغییر دولتها و سیاستهای یارانه ای و اقتصادیشون خیلی تاثیری در شلوغی نداشت ، اونجا به دلیل زاد و ولد بسیار زیاد ، نونواییا همیشه شلوغ بودنو هستن

چابهار که نونوایی میرفتم چند سال پیش ، مثلا سه نفر جلوم بودن یکی میگفت دوازده تا دومی میگفت چهارده تا سومی هم ده تا میخاست ، اونوقت من سه تا میخاستم ، باید یک ساعت صبر میکردم که فقط تعداد نونهای این سه نفر پخت بشه و برن گم بشن تا نوبت من برسه ، با توجه به نونهای تافتون و بزرگ اون منطقه که نونهاش بیش از دوبرابر نونهای بربری شمال هستن ، چهارده نون برای یه خانواده فوق العاده زیاده

حالا اینحا تو شمال نونهاش خیلی کوچکترن ، معمولا مردم شیش یا نهایت هشتا میگرفتن

بعد اونجا چابهار میگفتیم این همه نون رو اینا چکار میکنن ، ی شخص ثالث یهو طلبکارانه میگفت چیکار میکنن میخورن دیگه ، بعد همین ابله نمیدونه که خودشم باید معطل و الاف بشه برای اینکه نفرات جلویی نونهای بسیار زیاد میخان

الان خوشبختانه قانون خوبی گذاشتن و بیش از ۵ یا ۶ تا دیگه به کسی نون نمیدن ، خیلی عالیه ، البته درسته بازم شلوغه ولی خوبیش اینه معطلی کمتر داره

کسی هم بیشتر بخواد باید بیزحمت بره دوباره صف وایسته

حالا اگر مراسمی چیزی باشه ، بحثش جداست ، اون شرایط خاصه و نونواییا باید با مردم راه بیان

سیستان بلوچستان از نظر نان خیلی وضعیت بغرنجی داره ، هم نرخ زاد و ولد بسیار زیاده و کلی نون خور تو خانواده هاست هم تعداد نونواییا نسبت ب جمعیت خیلی کمه و اکثر روستاها نونوایی ندارن بر خلاف دیگر استانها و مردمشون سرازیر میشن تو شهرها نون میخرن ، و هم اینکه از زمان کرونا خیلی از نونوایی ها تعطیل کردن و خیلیاشونم خیلی بی نظم پخت میکنن ، میبینی دو روز بازه سه روز بسته ست ..

یعنی اون روز که از چابهار تا زابل اومدم وضعیت نونواییا رو دیدم حقیقتا افتضاح بود

بدترینش ایرانشهر ، اصلا جای سوزن انداختن نبود

کلا سیستان بلوچستان برای زندگی اصلا جای مناسبی نیست ، هم امنیت نیست هم دزدی زیاده هم وضعیت آذوغه و سوخت بسیار کمه هم وضعیت راه ها افتضاحه هم قاچاق و شوتی زیاده

فرهنگ رانندگی هم صفر ،خیلیا اصلا گواهینامه ندارن به غربیلک میچسبن و میفتن تو کوچه خیابونا، نظافت و بهداشت هم صفر ، همون زاهدان مرکز استانه بجز خیابان دانشگاه ، بقیه جاهاش آشغالدونیه

بعنوان یه بلوچ دارم اینارو میگما..استان ابا اجدادی خودمه

ولی مردم بسیار مهمان نواز و ساده و بی آلایشی داره ، از این نظر بهترین استان ایرانه

بیحجاب

داشتم اسنپ کار میکردم یهو یه سرویس گیرم اومد برا محل خودمون ، رفتم دنبالش دیدم سه نفر هستن دو خانم جوان و یه دختر بچه

یکی از خانما بیحجاب بود و با اینکه پشت جا بود اومد جلو نشست ، قبلنم یبار سوارش کرده بودم تازه اومدن محل ما ، اون خانم دیگه رو که سالهاست میشناسم

اون دو نفر پشت سری زودتر پیاده شدن و این بیحجابه کنارم جلو نشسته بود ، خاستم بهش بگم حجابتو حفظ کن ولی از چهرش مشخص بود از سلیطه هاست ، خوشم نمیاد با اینا بحث کنم هم کلام بشم

خلاصه تذکری ندادم

ولی اینجا محیط روستاست و وقتی مردم منو ببینن که یه بچه محل دیگه که جلو نشسته و تازه بیحجابم هست ، کلی حرف و شایعه در میارن ، از کوفه بدتره اینجا ، محل هزار و یک فرقه ست ، شیعه ،سنی، غیر مسلمون، سیستانی، بلوچ، مازندرانی، کولی (هندی تبار)و ترک هم تو این محل دو هزار نفری زندگی میکنن همه هم خاله زنک هستن ، خیلی باید مواظب گفتار و رفتارت باشی وگرنه بد دردسر میشه

خلاصه این خانمه رو سریع بردم پیادش کردم ، خوبیش این بود کوچه شون خلوت بود و فقط دو سه تا از مازندرانیای بالا محل ،منو دیدن که خب بعید میدونم منو بشناسن

پایین محله ، اوه 😬

عصمت

پریروز به دختر خالم گفتم میرم اسنپ کار میکنم

یهو خالم گفت :

چی ؟

میری عصمتو میکنی ؟؟

🤐

دهنت سرویس

یعنی تو حرف مثبت تری نمیتونستی برداشت کنی از جمله ی من 😅😅😅😅

امروز بالاخره از دوستم که شوهر خواهر همون دختریه که میخاستم براش خاستگاری برم هست ، پرسیدم که از نامزدش بپرسه قضیه چیه ؟چرا ب ما اجازه ندادن بریم خونه شون ؟ دختره نمیخاد یا خانوادش؟

گفت یه ساعت دیگه بهت اطلاع میدم

بعد دو سه ساعت خودم زنگیدم از دوستم پرسیدم ، گفت دختره مخالفت کرده..

ندیده و نشناخته مخالفت کردن فقط یک حالت داره اونم اینکه حتما کسی رو در نظر داره برا خودش..

خلاصه خدا لعنتشون کنه ، بدبخت بشن الهی

چون همین دختر عوضی و مادرش سالها پیش اومده بودن خونه مون نان و نمک خوردن دعوتشون کرده بودیم

حالا خودشون ما رو خونه شون راه ندادن ، حداقل ن ب حرمت فامیلی بلکه حرمت مهمان بودن و حرمت نان و نمکی که خونه مون خورده بودین بهمون اجازه میدادین بعد مخالفت میکردین

اون نفر قبلی هم که مخالفت کرد من براش ارزوی بدبختی کردم که خوشبختانه بدبختم شد ، با یه بچه ب طلاق افتاد و الانم صیغه اینو اون میشه ، حالا این یکی نون و نمک نخورده بود خونه مون

ولی این آخری لعنت بهش ، ان شالله بدتر از اون قبلی بدبخت بشه ، ندیده و نشناخته جواب منفی داد

خراب بشه زندگیاتون اشغالها

دوزار قیافتون نمی ارزه ، برا ما ناز میکنین

شروع

امروز اسنپ کار کردم ، خوب بود

اصلا مسافتهای دور رو قبول نکردم چون نمیصرفه

مسافت پنج کیلومتری پولش سی هزار تومنه..یعنی شش برابر اگر گرد کنی

ولی مسافت چهل کیلومتری پولش ۱۲۰ هزار تومنه یعنی سه برابر

پس مسافتهای زیاد اصلا صرف نمیکنه و همون محلها و روستاهای اطراف رو رفتم

دخترای دبیرستانی هم امتحان داشتن زیاد به تورم خوردن 😍

سر ظهری یکم شل شد مسافر کمتر بود اومدم خونه تا عصر دوباره برم

زیاد در نمیاد ولی حداقل پول تو جیبی میشه

پ ن :

بعضیا اعتراض کردن که در مورد دخترا بد نوشتی ، این سو تفاهمه ، اتفاقا من استیکر قلب گذاشتم ینی نگاهم به اون دخترا توام با محبت و احترام بود ، من ۳۳ سالمه و دیگه به دختری که نصف من سن داره و از همه مهمتر مسافر منه و ازش رزق و روزی میگیرم هرگز نگاه بدی ندارم ، کلا تو زندگیم هیچوقت ب دختری ن متلک انداختم نه خدای نکرده مزاحم شدم

اتفاقا دیروز وقتی یه دختر که از قضا فامیلم دراومد اسنپ گرفته بود رفتم جلو مدرسه شون دیدم اوه چقد پسر ریخته و دارن تک چرخ میزنن و منتظر تعطیلی دخترا هستن ، خیلی ناراحت شدم تو دلم گفتم اینا خودشون خواهر ندارن ناموس ندارن چرا امنیت روانی دخترا رو توی روزای امتحان بهم میزنن ، و اینکه با تک چرخ زدن هم خودشونو هم دیگرانو ب خطر میندازن

خواهشا قبل قضاوت و اهانت و تهدید کمی به حرفهای سمی ای که ب دیگران میزنید فکر کنید افسار زبان دستتون باشه

منظورم خانم ن....ر نیست ایشون که شوخی کرد ولی منطورم این خانمیه که توهین و تهدید کرد و احیانا خواننده های خاموشی که همفکر ایشون هستن

اسنپ

بالاخره استعلامات اسنپ تایید و برام فعال شد

از فردا ان شالله کارمو شروع میکنم

روزا که بیکارم تا اواخر تابستون ، یه اب باریکه هست حداقل از جیب نمیخورم

فقط شبا نمیرم چون دردسره

افسردگی

من خودم نشانه های افسردگی حاد مزمن رو داشتم ،

حالا این جواب منفی شنیدنهای مکرر تو خواستگاریهام خیلی حالمو بدتر کرده و مزید بر علت شده ،

تو سه بار قبل البته خیلی قضایا پیچیده بود ، مثلا اون اولی رو که خودم میخاستم ، اولش مادره جواب منفی داد ولی بعد چند ماه پیغام داد گفت بیا ولی نرفتم ، بعد با کسی ازدواج کرد بچه دارم شد و طلاق گرفت ، بعد خودمون رفتیم سراغش، اوایل خیلی خوب تحویلمون گرفتن شماره همو داشتیم ولی یهو همه چیز و پاکید و منتفی شد

دومی هم از نظر اخلاق و حجاب و عفاف عالی بود کارمند بانک بود ولی غریبه ، اصلا ب دلم ننشست قیافش ، اینم بله داد ولی بعد دو هفته پدرش بدون اینکه منو خانوادمو ببینه مخالف شد و اینم منتفی شد ..البته اینو خدا خاسته بودم که نشد

سومی هم بله داد ولی غریبه و از یه شهر دیگه بودن ، شرایط بسیار سنگینی هم در نظر گرفتن ، بله دادن و همه چیز اوکی بود ولی دختره هر روز یه شرط و شروط جدید و خرده فرمایش داشت و خانوادشم خیلی بی فرهنگ و بی شعور بودن و هر جمعه گله ای میریختن سر ما و انتطار داشتن بریم بگردونیمشون ، ما نهایت چار پنج نفره خونه اونا میرفتیم ولی اونا ده دوازده نفره با برادر و برادرزاده و بچه های زن دومی و اینو اون میریختن سر ما ، هر چند بیشتر بخاطر شرط و شروط مزخرف و شرایط سنگینشون پشیمون شدم و دکمه صیکش رو زدم به توصیه پدرم ..

ولی این چهارمی واقعا ضد حال بود چون از اون سه نفله ی قبلی خیلی بیشتر کفو من بود و دو طرفه فامیل پدر مادرمه ،هر چند هنوز کاملا منتفی نشده ولی از شواهدی که میبینم زیاد امیدی ندارم چون اولا شهرشون که بودم ب بهانه اینکه مادرش نیس اجازه ندادن بریم خونه شون و ببینیمشون و دوما مادرشم که الان شماله قرار بود چند روز پیش برگرده شهر خودش ولی با توجه به دونستن خواستگاریه من و اتفاقی که خونه شون افتاده ، بیخیاله و همینجا شمال کنگر خورده و لنگر انداخته

در حالی که اگر زنه راضی میبود سریع برمیگشت تا خانوادشو قانع و موافق کنه حالا یا دخترش مخالفه یا پسرش ، نمیدونم

فقط اینو مطمینم پدره دختر شدیدا موافق بوده و حتی بحثشونم شده که بمن اجازه ندادن برم دیدنشون

حالا ما یه واسطه ی با فن بیان بالا از همون همسایه هاشون که فامیله ، رو مامور کردیم تا وقتی مادره برگشت بره و باهاشون صحبت کنه ، اگر دختره ناراضیه که هیچ ، قضیه کاملا منتفی میشه

ولی اگر برادرش چرت و پرت میگه ، خودش قانعش کنه ، حرف برادره پشیزی برای ما ارزشی نداره

قتل

چند وقت پیش خبری اومد

دو مرد همجنس باز که از قضا رابطه شونم ثبت و قانونی شده بود تو اون کشور ( نمیگم ازدواج کردن چون ازدواج از زن و مرد صورت میگیره ) بچه ای رو که به فرزندی قبول کرده بودن رو به قتل رسوندن و متواری شدن 🤣

یعنی واقعا غرب از جنگل هم وحشی تر و کثیف تر شده ، کلا عقل ندارن غربیا

حالا این رابطه که خودش کثافتکاریه و پر از ضرر و معضلات برای افراد و جامعه هست ب کنار ..

دیگه چرا بچه های بی گناه رو ب اینا میدین؟؟

بچه هم پدر و هم مادر نیاز داره و این از خانواده ی سالم تشکیل میشه نه دو مرد و یا دو زن

خوک خون آشامی مثل ترامپ هم مخالف این چیزاست و همیشه شنیدم طرفدار خانواده هاست

پاک

پست خواستگاری رو پاک کردم

تا اعلام نتیجه صد در صدی

بعدش به کنجکاوین اعلام میکنم خخخ