سکته
یه ماهی هست که تو خونه تنهام و واقعا هر روز تو فکر و خیالم و حرص و جوش میزدم و با خودم حرف میزدم و خاطرات گذشته مو بیاد میاوردم که چرا جواب یک سری حرفا و حرکات رو ندادم
و خودخوری میکردم
چند روزی بود که سمت چپ بدنم سست شده بود و سرم گیج میرفت و چشمام خیلی قرمز شده بود
امروز زمین خوردم ، سرم حسابی گیج میرفت
یجوری شده بودم انگار لکنت زبان گرفته بودم صورتم و سمت چپم بی حس و کرخت شده بود
یسری ازمایشات و معاینات ازم گرفتن
اصلا باورم نمیشه ، دکتر گفت با خودت چکار کردی پسر؟
سکته ی خفیف کردی..خیلیم خفیف..که تو سن تو خیلی بندرت اتفاق میفته
من دهنم باز مونده بود🤯
گفت فشار خونت بالا بوده و همش هم غذاهای چرب و حاضری میخوردی و اعصاب و روانتم اروم نبوده این بلا سرت اومده
پرسید تو خانوادتون سکته داشتین؟
گفتم اره پدربزرگه پدریم دو بار سکته مغزی کرد ولی تو سن بالا
گفت خیلی رعایت کن و مواظب خودت باش ، علایم افسردگی داری ، برو پیش روانپزشک ، تغذیه تم درست کن که فشارت کنترل بشه وگرنه احتمال سکته ی دوباره و البته شدیدتر وجود داره برات...
تو صورتمم مشخصه ، چشم چپم افتادگی پلک پیدا کرده و دهنمم انگار کج شده قسمت چپش.
سکته ، تو سن ۳۲ سالگی🥺