من برای کسی ب صورت رسم خواستگاری نرفتم فقط یبار یکی از بستگانمو واسطه کردیم بره با خانواده ی دختره صحبت کنه...البته اونام فامیل بودن منتها ما زیاد باهاشون ارتباط خانوادگی نداشتیم...

خودمم با دختره مستقیم در مورد ازدواج صحبت نکرده بودم ولی باهاش برخورد داشتم..خوش برخورد بود

جوابی که به اون واسطمون در مورد خواستگاری دادن این بود :

دختره گفته بود هر چی پدرمارم بگن

ولی مادر دختره گفته بود ما از شر یکی راحت شدیم حوصله (سر خر )دیگه نداریم...دلیل این حرفشم این بود که دخترش تازه از نامزد عقدیش جدا شده بود...

بسیار از شنیدن این اهانت ناراحت شدم..هر چند درک میکنم چون زندگیه دخترش خراب شده بوده ناراحت بوده ولی بازم این توجیهی برای اهانت ب دیگران نیست..

یسال بعد بهم خبر دادن بیا مادره رضایت داده...

منم گفتم گورباباتون...

بعدها شنیدم دختره اهل دوست پسر و لایو این چیزاس...

وبعدش دختره با پسرداییش ازدواج کرد...پسر داییشم فامیل منه....ازش بچه دار هم شد

چند وقت پیش شنیدم زن و شوهر زدن ب تیپ و تاپ هم ...دختره هم با بچه قهر کرده رفته خونه مامانش....مادرش هم میره خونه دامادش که بگه چرا با دخترم بد برخورد میکنین...مادره پسره با چماق میفته دنبال زنه خخخخ الانم ظاهرا در شرف طلاق هستن

از یه طرف خوشحالم که زنه تو پوزه ش خورد...منو سر خر خطاب کرده بود حالا ب گوه خوردن افتاد

از یه طرف هم ناراحتم که زندگیه دختره برای دومین بار داره خراب میشه

دیگه از قدیم گفتن هر گلی زدی ب سر خودت زدی

هر چند ازدواج مهمه ولی اگه قرار باشه ب شخصیت ما اهانت بشه ازدواج نکنیم بهتره