داستان فرضی
اون پست تهمت رو که نوشتم بعضیا اومدن و از من بخاطر برخوردی که با همسرم و پدرش داشتم انتقاد کردن
خب باید بگم اون داستان فقط زاییده ی خیالاته منه وگرنه اونایی که منو میشناسن میدونن که من مجردم
ولی برام عجیبه که اون تهمتهایی که زده شده و اون طلبکار بودنه پدرخانم رو ندید میگیرن و ب شخصی که از شخصیته خودش دفاع کرده حمله می کنند
همونطور که میزبان باید ب مهمانش احترام بذاره ، مهمان هم باید احترام بذاره و اصلا اهمیتی نداره که بزرگتره یا کوچکتر ، متاسفانه تو ایران بزرگتر بودن توجیهی هست که هر حرفی ب زبان بیارن بعدم پشت دیوار بزرگتر بودن تکیه کنند و بگن ب ما هیچی نگید چون ما بزرگتریم
گرچه در دنیای واقعی اگر چنین اتهامی بمن زده بشه و اینجوری بیان از بچه شون طرفداری کنن و اسم پدرمو بگیرن مطمینا برخورد قاطع میکنم
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۲ ساعت 8:1 توسط مجتبی
|