دیدم دختر محجبه و نجیبیه و نچراله دنبال دک و پز نیست در خواست ازدواج دادمو زندگیمونو شروع کردیم

زندگیمون خیلی شیرین بود

ولی کم کم قر زدنهاش شروع شد توقعاتش بالا رفت سبک زندگیش تغییر میکرد

چادرش رو کنار گذاشت گفت سختمه چادر بپوشم از این ب بعد عبا میپوشم ، گفتم من چادری بودنتو بیشتر دوست دارم ولی باشه عبا هم حجابه ، هر چی سلیقه ته

گفت یکم آرایش میکنم بهم میاد ، گفتم بدون آرایش م برام زیباترینی ، گفت دوست دارم ، گفتم باشه

گفت کارای خونه زیاده سختمه ، گفتم کمکت میکنم و میکردم

کم کم عبا رو هم کنار گذاشت گفت گشاده درازه کلاس نداره سیاهه ، میخام امروزی باشم ، بلوز شلوار بیرون میرفت

ارایشهاش شد ارایش غلیظ

رفت بسمت تزریق و بوتاکس

کمر و دست چپشو از مچ تا بازو تتوی دایمی کرد گفتم چرا اینکارو کردی چرا بدن زیبای خودتو زشت و لکه دار کردی ؟ گفت بتوچه ..بدن خودمه ، ب من کاری نداشته باش

کم کم شال رو هم از سرش برداشت و رفت بیرون با تی شرت و شلوار ، گفتم تو محجبه و چادری بودی چرا بیحجابی میکنی ؟ گفت ب تو ربطی نداره ، این پوشش منه نه شخصیتم ، پوشش،و لباس سلیقه ست و کسی حق دخالت در سلیقه ی دیگران نداره..گفتم من شوهرتم ، گفت هر خری میخای باش ، تو مسایل شخصیم دخالت نکن

مدتی با دوستهای مونث بیرون میرفت و نصفه شبا میومد گاهی با هم سفر میرفتن چون خانم بودن اعتراصی نمیکردم

ولی بعد متوجه شدم با پسرها و مردا هم میرن ویلا و باهاشون دوسته

خونه خراب شدم

دیگه تو خونه هم کار نمیکرد ، من از سر کار که میومدم خودم غذا درست میکردم ظرفا و لباسا رو میشستم و اتو میکردم

اصلا بچه نمیخاست میگفت باید جلوگیری کنیم و گرنه اصلا طرفم نیا

دعوا راه مینداخت فحش رکیک میداد حتی با من یقه ب یقه میشد

گوه زد ب زندگیمون..

همون روزی که شاغل شد و چادرش تبدیل ب عبا شد ، دوستم بهم گفت این زن ، زندگیتو جهنم میکنه

بیحجاب ، هرگز باحجاب نمیشه

ولی باحجاب ممکنه بی حجاب بشه

پس برای مردانی که حجاب خانمهاشون مهمه ، حتما باید دقت کنن که اون حجاب ظاهری و الکی نباشه و اعتقادی و قلبی باشه..