خواهرزاده ی زن عموم رو در نظر بگیرین ، چند ماهی بود با یه دختر نامزد و عقد کردن ولی هنوز سر خونه زندگیشون نرفتن ،

پسره بندر شاغله و پدرشم چند ماهی درگیر سرطان بود و بالاخره یکی دو ماه پیش فوت شد

الان برا این پسر حکم جلب اومده چون نامزدش شکایت مهریه و نفقه کرده

اومدن دستگیرش کنن ، گفتن چرا نوبت دادگاه نیومدی ؟

گفت من درگیر بیماری و فوت و سرطان پدرم بووم و تازه شاغلم هستم

دستگیرش کردن و بردن ، طفلک پسر سالم و زرنگیم هست

هیچی زندگی نکردی کلی هزینه ی مراسم عقد و حلقه و لباس بکنی غم ماهها آب شدن پدر تو بیمارستان و سرطان و فوتش رو تحمل کنی حالا هم بدون اینکه یک روز زندگیه متاهلی کرده باشی باید نصف مهریه و نفقه ی یک سال رو محاسبه کنن و ازت بگیرن

یعنی من ریدم بهت دنیا ...