کشاورزی
اینروزا واقعا تحت فشاریم بخاطر کارای سنگین شالیزار ، هوای مازندرانم بعد یک ماه خیلی گرم شده قبلا همش ابری و خنک بود
بابامم درسته از بیمارستان ترخیص شده ولی ناچاره بیا سر زمین
زمستون با من مشورت نکرد وگرنه میگفتم زمین رو تحویل نگیر دردسره آب نیس خرجا خیلی گرونه سنت بالا رفته نمیتونی
ولی از روستا اومدم خونه دیدم میگن زمین رو تحویل گرفتیم
الان خانوادم همشون پشیمونن میگن کاش نمیگرفتیم..چون نصف خرمن مال صاحب زمینه اونم هیچ خرجی رو نمیده
دیروز تو اوج گرما کودزنی بودیم ، کیسه ها رو من تو زمین پخش میکردم ولی آخر کار دیگه گرما زده و بیحال شدم فشارم افتاد البته با خودمون آب خنک برده بودیم
امروزم دیدیم موتور آب خراب شده چند ساعت تو گرما درگیر این بودیم آخرشم درست نشد آب هم نداشتیم بیشتر نگران بابام بودم
فردا هم دردسره باید رادیاتور موتور آب روبازکنیم ببریم مکانیکی درستش کنه و دو تا موتور دیگه رو هم روشن کنیم چون نوبت ابه شنبه ست
پسفردا هم سمپاشی داریم که اونم کار بسیار سنگینیه
اصلا وضعیه