چند سال پیش که تو روستا کار میکردم با موتور رفت و امد میکردم و هنوز ماشین نداشتم..

موتورمو داخل حیاط یه مدرسه متروکه قفل مکردم که دروازه هم نداشت

دزدی هم زیاده مخصوصا دزدی موتور

تازه این موتور هم امانت فامیلمون بود..چون قبلا موتور ما رو دزدیده بودن از حیاط مجتمع...خیلی مواظب امانت فامیلم بودم

یه روزموتور و گذاشتم و رفتم تو روستا برای ناهار..

بعد ناهار نشسته بودم که یکی از بچه ها اومد گفت اقا موتورتو تو مدرسه یه نفر داره دست میزنه

حالا من شرق روستام و موتورم غرب روستا وفاصله حدود 500 متره

با یه سرعت خیلی عجیبی دویدم سمت مدرسه..هوا گرم بود کسی منو تو اون حال دویدن ندید جز یک نفر

زن همسایه ی مدرسه که اتفاقی داشته از پنجره بیرونو نگاه میکرده برا شوهرش تعریف میکنه و میگه مجتبی جوری از پیچ کلانی اومد پایین که تویوتا 92 اونجور پشت سرش گردوخاک بلند نمیکنه خخخخ یعنی سرعت تا این حد..

اصلا متوجه نشدم این فاصله 500 متری رو که دویدم دمپاییام کجا پاره شد و افتاد

بعد که رسیدم مدرسه دیدم موتور سر جاشه دستکاری هم نشده کسی هم نیست..بعدا از اون پسره پرسیدم گفت بچه تو حیاط بودن از کنار موتورت رد شدن من اومدم بهت خبر بدم..

گفتم دهنت سرویس خب همون موقع مثل ادمیزاد همینو میگفتی...چرا مبالغه کردی