امروز صبح مدارس شهر ما با یکساعت تاخیر باز شدن..

صبح با ماشینم داشتم روستا میرفتم دیدم یه خانم معلم نشسته و خودشو جمع کرده چون هوا سرد بود

منم براش ترمز زدم گفتم اگه میاین من میرم

گفت منتظر همکارمم پنج دقیقه دیگه میاد

گفتم پنج دقیقه مشکلی نیست میمونم

بعد دو سه دقیقه همکارشم اومد و سوار شدن...

اینم بگم که وقتی از خونه حرکت کردم یه لنگ رو صندلی شاگرد گذاشتم چون تو روستا گردوخاک زیاده لنگ کاربرد زیادی داره سر و صورتو باهاش میپوشونیم..

قیمتش فک کنم سیصد چارصد تومنه..اینم بچه ها هدیه اورده بودن برام یادگاری بود

ولی من لنگ رو گذاشتم صندلی پشت دقیقا پشت صندلی راننده

بعد وسط راه تو یه شهری جلو مدرسه شون پیادشون کردم و رفتم روستا..ظهر تازه فهمیدم لنگ نیست.حتی خونه هم زنگیدم گفتن خونه نذاشتی

فهمیدم همون معلمه برداشته حرومزاده..راحت زیر چادرش کرده و برده

اخه بگو فاحشه ، تو سرما داشتی میلرزیدی مثل بز من سوارت کردم پنج دیقه منتظر همکارتم موندم تا بیاد و شصت کیلومتر شما رو اوردم تا جلوی دروازه ی مدرسه تون اونم بدون کرایه ، بعد اینه جواب خوبیه من؟؟

این نه تنها دزدی بلکه خیانته، درسته لنگ یه تیکه پارچه ست منتها یعنی تو وجدان نداشتی ؟کسی بهت خوبی کنه اینحوری با دزدی و بدی جوابشو میدی؟

اگه ی فرد عادی بود ناراحتیش کمتر بود ولی یه معلم اونم از نوع خانمش که همیشه اسوه ی مسیولیت پذیری و مهربانی و انسانیت و وجدان بودن چنین خیانتی یه جنایته ،

شماها چطور ب دخترای مردم درس میدین اخه، مطمینا نسبت ب دانش اموزا و مدرسه هم خیانت میکنین

جای همچین حرومی هایی در فاحشه خانه هاست نه اموزش پرورش..