به جای اینکه روی بیشتر پول در اوردن تمرکز کنید، تمرکزتان روی خدمت کردن به افراد بیشتر باشد. خدمت کردن به افراد بیشتر باعث می شود ، پول بیشتر به سمت شما بیاید.

رابرت کیوساکی

حقیقتا این جمله عملی و درسته چون تمام ثروتمندان جهان با خدمت رسانی به مردم بوده که ثروتمند شدن ، مثلا استیو جابز که موسس شرکت رایانه ای اپل بود(فوت شده)

جف بیزوس که مالک ثروتمند فروشگاه انلاین امازون هست که امروزه میلیونها نفر ب صورت حقیقی و مجازی ازش خرید می کنن

مارک زاکربرگ جوان موسس شبکه اجتماعی فیسبوک که بازم میلیونها نفر در اون عضو و فعال هستن..

وارن بافت که شرکت پرکشر رو تاسیس کرده و خدمات بیمه ای انجام میده برای هزاران نفر و یا شرکت...

و بیل گیتس که مایکروسافت رو ساخت و از اینم امروزه میلیونها نفر استفاده می کنند

روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید. حرفه شما، موتور تولید ثروت شماست. ” – Paul Clitheroe

وقتی کسب و کارشون رو شروع کردن خیلی کوچک بوده و خودشون توش کار میکردن بعدها گسترشش دادن و نفراتی استخدام کردن وخودشون حضوری در اون فعالیتی نداشتن و فقط بفکر پیشرفت خودشون و کارشون و تبلیغات و این چیزا بودن...یعنی پولشون براشون کار میکرده

در واقع راز موفقیت این افراد این بوده در کاری که بهش علاقه یا استعدادشو داشتن فعالیت کردن و هر ثانیه سعی بر پیشرفت و علمشون در همون حیطه داشتن...و البته از اون محیطی که قصد داشتن فعالیت کنن هم نیازهاشو شناخت داشتن...باید نیاز باشه تا خدمتی ارایه بشه و درامدی کسب بشه

مثلا اگر در گیلان یا مازندران مغازه برنج فروشی بزنین سودتون خیلی کمتر از اینه که در سیستان و بلوچستان برنج فروشی باز کنین مگر اینکه خودتونو برند کنین که خیلی سخته...چون شمال معدن برنج کاریه و سیستان بلوچستان برنج نداره و قوت غالب مردم ایران بعد از نان هم برنجه پس نیاز و تقاضا در موردش زیاده خصوصا در مناطقی که برنج کاری ندارن...فقط یه مثال بود

رابرت کیوساکی یه چیز جالب دیگم تو کتابش نوشته اونم اینه که میگه هر زمان برای خرید خونه زمین ماشین و چیزای دیگه میرفتم و وقتی قیمت رو از فروشنده میشنیدم ، خودم قیمت رو به صورت افراطی خیلی کم میگفتم که باعث بُهت فروشنده میشد

منم میگفتم نمیفروشی مشکلی نیس میرم از جای دیگه میخرم...اینجا احتمال 50 50 بود که با همون قیمت من موافقت کنه یان...ولی اگر از ده مراجعه ی من برای خرید، فقط یکیش هم ب این صورت اوکی میشد اونجا بود که من سود میکردم..چون گاها بعضیا ب پول نیاز داشتن و عمدا قیمت رو بالا میگفتن منم عمدا خیلی پایین میگفتم..بارها چنین معاملاتی انجام دادم...فقط زمانی خرید میکردم که مطمین بودم با قیمت پایین انجام میشه چون سود ، زمان خرید هست نه زمان فروش...

چند سال پیش با پسرعموم رفتم مدرسه ای که اونجا مدیر بود...یه روستا اطراف راسک در جنوب شرقی بلوچستان...روز تعطیل بود و همکارا نبودن فقط یه همکارش بومی اونجا بود...پسر عموم باهاش هماهنگ کرد و بعد از پایان کارمون تو مدرسه رفتیم خونه اون همکارش...متوجه شدیم یه مغازه بزرگ داره و خیلیم سرش شلوغه..مغازه زو سپرد به دوستش و مارو برد خونه ش...پسرعموم بهم گفت وضع اصغر (همکارش) خیلی خوبه ماشالله

بعد یه اقای میانسال که اهل خراسان بود با پراید اومد خونه اصغر...دیدم تو ماشینش پر اجناس خشکبار مثل انجیر خشک و این چیزاست

اصغر تعارفش کرد اومد تو خونه یه کارتخوان هم دستش بود..اصغر گفت این حاجی خیلی پولداره خخخ همیشه کارتخون دستشه..پراید قرازه شو نبینین خخخ شوخی کرد ولی حرفش حقیقت بود

پسرعموم به مرده گفت یه صد میلیون قرض میدی بهمون؟(ب شوخی گفت تا ببینه چی میگه)

مرده گفت والله نقدی ندارم مگه زمین بفروشم...

اون پراید داغونش اصلا نشون نمیداد انقد پولدار باشه...گفتم اجناس رو از خراسان میاری؟گفت نه من سالهاس خراسان نرفتم...از همین جکیگور (چهل کیلومتر با اون روستا فاصله داره و بازارچه داره) میخرم تو پرایدم میذارم و میام رو همین مغازه ها میفروشم...گفتم فروش هم داری؟گفت اره روزی سی تا فقط انجیر خشک میفروشم بقیه اجناس که جدا..

بعد میگفت چابهار و بلوچستان گنجه خدایی..من وصیت کردم وقتی مردم منو همینجا دفنم کنن ..دهن سرویس خوب پول درمیاورد خخخ

خداییش با یه پراید کلی درامد داشت...دمش گرم...از اینجور ادما واقعا خوشم میاد..برای خودم الگو هستن..البته منم تو همین فکرا بودم منتها ماشین نداشتم

در مورد اصغر..

اصغر گفت منم شکر خدا وضعم خوبه...اولش فقیر بودم بعدش معلم شرکتی شدم که هر چند ماه یه بخور نمیر میدادن...اخرش بفکر یه مغازه افتادم...مغازه سوپری سوداور بود ولی خیلی درگیرم میکرد...بعد عمده فروشی زدن..الان همونطور که میبینین عمده فروشی دارم یعنی مغازه دارها مشتری من هستن و شکر خدا درامدم عالیه

پارسال شنیدم اصغر تو ازمون استخدامی قبول و معلم رسمی هم شده...افرین بهش..با اینکه سرش شلوغ بود ولی خوند و رسمی شد..

راز موفقیت تمام اینها از استیو جابز گرفته تا همین اصغر ، این بوده که نیازهای مردم رو شناختن و بر اساس همون نیازها خدمت ارایه دادن و همیشه هم برای پیشرفت خودشون و کارشون تلاش کردن...

منم فکرای زیادی تو سرمه ولی فعلا یسری اهداف کوتاه مدت دارم که باید بهشون برسم