بسوی شمال
امروز ترمینال چابهار بلیط اتوبوس گرفتم برای زاهدان..ساعت نه شب حرکت میکنه و صبح میرسه زاهدان...و از زاهدان هم اگر تقدیر و حیات باشه بلیط میگیرم برای گرگان و شمال..
بعد از دو سال میخوام به زادگاهم برگردم...
دلم برای مازندران خیلی تنگ شده...اون شالیزارها و دریای کاسپین و مرداب لپو و دشتها و کوههای سرسبزش
تا چشم کار میکنه همه جا سبز و خرم هست..البته فصل بهار و تابستون..حیف بخاطر کم آبی بسیاری از زمینها دیگه برنج کاشته نمیشه
شبه جزیره میانکاله که حرفشو نزن..تکه ای از بهشته
از چابهار تا زاهدان با اتوبوس شبها تقریبا ده ساعت راهه... اتوبوسهای گرگان هم از زاهدان صبحها حرکت میکنن و یه بیس ساعتی اونجا راهه
از گرگان تا بهشهر و روستای ما هم دو سه ساعت راهه ...بیش از سی ساعت راه در پیش دارم
هواپیما زاهدان به گرگان یا چابهار به تهران هست ولی خیلی گرونه..نمیصرفه
میدونم بچه محلهام و فامیلای مادریم که شمالن سورپرایز میشن با دیدنم ![]()